
وقتي كه قصد آپ كردن اين پست را داشتم به تاريخ چاپ عكس اين پست در روي جلد هفته نامه سپيد و سياه توجه كردم و بطور ناگهاني تصميم گرفتم كه دقيقا در همين روز يعني 15 اسفند اين پست را آپ كنم . از 15 اسفند 1352 تا 15 اسفند 1387 فاصله اي طولاني است . يك فاصله 35 ساله . به ذهنم رسيد در طول اين سالها چه اتفاقاتي كه در اين دنيا نيفتاده است . چه تعداد از آدمها از دنيا رفته اند و چه تعداد به دنيا آمده اند . چه اختراعات واكتشافاتي كه ثبت شده و چقدر دنيا سريع به سوي مدرنيته و صنعتي شدن گام برداشته است . چقدر معيارهاي اخلاقي و فرهنگي ملتها دستخوش تغييرات شده اند . چه جنگها كه شروع شده و پايان يافته اند . در دنياي سياست جهاني چه تغييراتي صورت گرفته است ، دنياي هنر دستخوش چه تحولاتي شده و ...
درمورد سرزمين خودمان شايد اولين تغييري كه در طول اين سالها به ذهن هر كس ميرسد وقوع انقلابي مذهبي درسال 1357 باشد . با توجه به اينكه موضوع اين وبلاگ در هر حال به حيطه فرهنگي و هنري مرتبط ميشود ، در درجه اول تغييرات فرهنگي متاثر از اين انقلاب جلب توجه ميكند. درفاصله كوتاهي پس از انقلاب بسياري از هنرمندان بعنوان فعالان فرهنگي طاغوت ممنوع الفعاليت شده و حتي به زندان رفتند . بسياري از آنان كه تا ديروز محبوب قشر زيادي از مردم بودند ، بدليل اهانتها و سخت گيريهاي بسياري از همين مردم و نداشتن درآمد بطور قاچاقي از مرزهاي كشور گريخته و راهي غربت شدند . موسيقي چه از نوع اصيل و چه از نوع پاپ مورد خشم انقلابيون قرار گرفت. آرامگاه كورش مورد بي حرمتي قرار گرفت. پس از انقلاب فرهنگي و بسته شدن دانشگاهها در سال 1359 ، حجاب الزامي شد. جشن چهار شنبه سوري غير قانوني شد. از هفت سين و آهنگ سال تحويل نوروز در تلويزيون انقلابي هيچ خبري نبود . نوروز مظلوم واقع شد. حضور در مجالس مختلط زن و مرد درعروسيها و مهمانيهاي خصوصي تحت تعقيب نيروهاي انتظامي كشور بعنوان مبارزه با منكرات قرار گرفت . حتي ظاهر آقايان نيز عوض شد . ريش ارزشي جاي كراوات را گرفت . به نوشيدن مشروبات الكلي در هر مجلسي ، حد شرعي تعلق گرفت و...
بعد هم كه جنگ آغاز شد . سالهاي وحشت موشك باران در شهرهاي مسكوني ، سالهاي رشادت بسياري از وطن پرستان ارتشي كه در شروع انقلاب ، بعنوان نيروهاي طاغوتي پاكسازي شده بودند ولي در زمانيكه موضوع دفاع از وطن پيش آمد به هر تقدير به جبهه هاي جنگ شتافتند . سالهاي دفاع از وطن سربازاني كه بعضا به اعتقادات مذهبي و حتي حكومتي هم پايبند بودند و ...
جنگ هم پايان يافت . حالا به اصطلاح فصل اصلاحات فرا رسيد . گفتم از تفاسير صرفا سياسي ميگذريم . چون بحث ، بحث فرهنگي است .هر چند فرهنگ هم بويژه براي حكومتهاي ايدئولوژيك بخشي از سياست است . موسيقي اصيل كه از چندي قبل تا حدي رونق گرفته بود بيشتر مورد توجه قرار گرفت . سينما تولد دوباره يافت . ستاره سازي به صنعت سينما كه پس از انقلاب به شدت ممنوع شده بود ، به شكل گسترده اي راه يافت . موسيقي پاپ هر چند محدود ، حداقل دوباره رايج شد . دوباره هفت سين زينت بخش مراسم سال تحويل در تلويزيون شد . آهنگ تحويل سال نو دوباره گوشنواز گرديد . ظاهر مردم تا حد زيادي آراسته تر شد . رنگهاي شاد دوباره در زندگيها جا باز كرد . محافل خصوصي مردم كمتر مورد تعرض قرار گرفت . مطبوعات آزادي نسبي يافتند . تيراژ روزنامه هاي طرفدار اصلاحات به 250000 نسخه نيز رسيد . و...
ولي ظاهرا بازهم توقعات چه در زمينه اصلاحات سياسي و چه فرهنگي بيشتر از چيزي بود كه به جامعه عرضه شد و بهار اصلاحات هم به خزان رسيد و بي تفاوتي و ياس جاي خود را به آنهمه هيجان و اميد داد .
دوباره فصل اصولگراها و بازگشت به ارزشهاي انقلابي فرا رسيد . دوباره فصل ارشاد و گشت . دوباره حمله به جشنها و محافل شادي . فصل مرگ سينما و ورشكستگي آن ، دوباره فصل مرگ بر اين و مرگ بر آن ، فصل انزواي جهاني ...
و حالا دوباره صحبت از اصلاحات است . نميدانيم عاقبت ما چه خواهد شد ...
ولي دوستان قصدم موعظه نيست . عمر شتابان در گذر است . سال 1387 هم به چشم برهم زدني گذشت .هر چند شرايط سخت است و جامعه تا حد زيادي افسرده ولي بازهم بايد قدر زندگي ، خانواده و دوستان را دانست و از حداقلها ، حداكثر لذت را برد.
ضمنا صرفنظر از همه اين تغييرات تنها چيزي كه هزاران سال است كه در اين مملكت باقي است و هيچ صاحب قدرتي - حتي اگر هم ميخواسته ، نتوانسته با آن مبارزه ي كلي كند – نوروز است ونوروز نشانه اميد است . پس نبايد نا اميد بود .
بقول صادق جلالي " كاروان نوروز هزاران سال است كه از دشتها ، كوهها ، سرزمينهاي آشنا و از وطن آرياييها ميگذرد.
جشني گرانبار از ترانه ها ، شاديها ، حماسه ها و دلاوريها به ارمغان مياورد . نوروز دامانش پر از گل است ، جامه اش رنگين است و آوازش درسي از دوستيها و محبت است .
امروز مردمي از آنسوي آذربايجان ، تا اين سوي خراسان مقدم نوروز را گرامي ميدارند و اين يادگار قرنها و شاديها را با آغوش باز ، با سبزه و گل و نقل و سكه مي پذيرند.
هنگاميكه در پاي پله هاي آپادانا ميايستيم تاريخ در پيش چشمان ما موج ميزند مثل يك دريا . مثل درياي خروشان خزر ، مثل درياي مقدس رضاييه .
تاريخ ميدرخشد ، زنده ميشود و در ميان آن چهره ملتي كه از ميان امواج حوادث هزار رنگ گذشته است در ميان شاديها و ناكاميها ميتابد . ملت ما ، سرزمين پر بركت ما ، ملتي قهرمان ، آزاده ، هنر دوست ، بافرهنگ و منش پاك و راستين."
نوش آفرين عزيز ، دختر17 ساله لوند يا به اصلاح آنزمانها سكسي اين عكس هم ، اكنون زني است در آستانه 53 سالگي . بله عمر ميگذرد و آنچه ميماند خاطره و ياد است . يكي از نتايج خاطراتي كه نوش آفرين ساخته ، حداقل اين است تا با دوستان خوبي مثل شما در اينجا به بركت تكونولوژي و پيشرفت علم با وجود سانسور شديد و فيلتر و .... ، گرد هم جمع شويم و دمي هر چند گذرا و كوتاه را به تلطيف احساسات خود اختصاص دهيم . پس آرزوي شادي و موفقيت خانم نوش آفرين را نيز از پروردگار خواهانيم . نوش آفرين بمعناي آفريننده شيريني است و براستي كه اين نام شايسته اوست.
سرتان را درد آوردم .
نوروز بر همه شما دوستان پيشاپيش مبارك باد.
درمورد سرزمين خودمان شايد اولين تغييري كه در طول اين سالها به ذهن هر كس ميرسد وقوع انقلابي مذهبي درسال 1357 باشد . با توجه به اينكه موضوع اين وبلاگ در هر حال به حيطه فرهنگي و هنري مرتبط ميشود ، در درجه اول تغييرات فرهنگي متاثر از اين انقلاب جلب توجه ميكند. درفاصله كوتاهي پس از انقلاب بسياري از هنرمندان بعنوان فعالان فرهنگي طاغوت ممنوع الفعاليت شده و حتي به زندان رفتند . بسياري از آنان كه تا ديروز محبوب قشر زيادي از مردم بودند ، بدليل اهانتها و سخت گيريهاي بسياري از همين مردم و نداشتن درآمد بطور قاچاقي از مرزهاي كشور گريخته و راهي غربت شدند . موسيقي چه از نوع اصيل و چه از نوع پاپ مورد خشم انقلابيون قرار گرفت. آرامگاه كورش مورد بي حرمتي قرار گرفت. پس از انقلاب فرهنگي و بسته شدن دانشگاهها در سال 1359 ، حجاب الزامي شد. جشن چهار شنبه سوري غير قانوني شد. از هفت سين و آهنگ سال تحويل نوروز در تلويزيون انقلابي هيچ خبري نبود . نوروز مظلوم واقع شد. حضور در مجالس مختلط زن و مرد درعروسيها و مهمانيهاي خصوصي تحت تعقيب نيروهاي انتظامي كشور بعنوان مبارزه با منكرات قرار گرفت . حتي ظاهر آقايان نيز عوض شد . ريش ارزشي جاي كراوات را گرفت . به نوشيدن مشروبات الكلي در هر مجلسي ، حد شرعي تعلق گرفت و...
بعد هم كه جنگ آغاز شد . سالهاي وحشت موشك باران در شهرهاي مسكوني ، سالهاي رشادت بسياري از وطن پرستان ارتشي كه در شروع انقلاب ، بعنوان نيروهاي طاغوتي پاكسازي شده بودند ولي در زمانيكه موضوع دفاع از وطن پيش آمد به هر تقدير به جبهه هاي جنگ شتافتند . سالهاي دفاع از وطن سربازاني كه بعضا به اعتقادات مذهبي و حتي حكومتي هم پايبند بودند و ...
جنگ هم پايان يافت . حالا به اصطلاح فصل اصلاحات فرا رسيد . گفتم از تفاسير صرفا سياسي ميگذريم . چون بحث ، بحث فرهنگي است .هر چند فرهنگ هم بويژه براي حكومتهاي ايدئولوژيك بخشي از سياست است . موسيقي اصيل كه از چندي قبل تا حدي رونق گرفته بود بيشتر مورد توجه قرار گرفت . سينما تولد دوباره يافت . ستاره سازي به صنعت سينما كه پس از انقلاب به شدت ممنوع شده بود ، به شكل گسترده اي راه يافت . موسيقي پاپ هر چند محدود ، حداقل دوباره رايج شد . دوباره هفت سين زينت بخش مراسم سال تحويل در تلويزيون شد . آهنگ تحويل سال نو دوباره گوشنواز گرديد . ظاهر مردم تا حد زيادي آراسته تر شد . رنگهاي شاد دوباره در زندگيها جا باز كرد . محافل خصوصي مردم كمتر مورد تعرض قرار گرفت . مطبوعات آزادي نسبي يافتند . تيراژ روزنامه هاي طرفدار اصلاحات به 250000 نسخه نيز رسيد . و...
ولي ظاهرا بازهم توقعات چه در زمينه اصلاحات سياسي و چه فرهنگي بيشتر از چيزي بود كه به جامعه عرضه شد و بهار اصلاحات هم به خزان رسيد و بي تفاوتي و ياس جاي خود را به آنهمه هيجان و اميد داد .
دوباره فصل اصولگراها و بازگشت به ارزشهاي انقلابي فرا رسيد . دوباره فصل ارشاد و گشت . دوباره حمله به جشنها و محافل شادي . فصل مرگ سينما و ورشكستگي آن ، دوباره فصل مرگ بر اين و مرگ بر آن ، فصل انزواي جهاني ...
و حالا دوباره صحبت از اصلاحات است . نميدانيم عاقبت ما چه خواهد شد ...
ولي دوستان قصدم موعظه نيست . عمر شتابان در گذر است . سال 1387 هم به چشم برهم زدني گذشت .هر چند شرايط سخت است و جامعه تا حد زيادي افسرده ولي بازهم بايد قدر زندگي ، خانواده و دوستان را دانست و از حداقلها ، حداكثر لذت را برد.
ضمنا صرفنظر از همه اين تغييرات تنها چيزي كه هزاران سال است كه در اين مملكت باقي است و هيچ صاحب قدرتي - حتي اگر هم ميخواسته ، نتوانسته با آن مبارزه ي كلي كند – نوروز است ونوروز نشانه اميد است . پس نبايد نا اميد بود .
بقول صادق جلالي " كاروان نوروز هزاران سال است كه از دشتها ، كوهها ، سرزمينهاي آشنا و از وطن آرياييها ميگذرد.
جشني گرانبار از ترانه ها ، شاديها ، حماسه ها و دلاوريها به ارمغان مياورد . نوروز دامانش پر از گل است ، جامه اش رنگين است و آوازش درسي از دوستيها و محبت است .
امروز مردمي از آنسوي آذربايجان ، تا اين سوي خراسان مقدم نوروز را گرامي ميدارند و اين يادگار قرنها و شاديها را با آغوش باز ، با سبزه و گل و نقل و سكه مي پذيرند.
هنگاميكه در پاي پله هاي آپادانا ميايستيم تاريخ در پيش چشمان ما موج ميزند مثل يك دريا . مثل درياي خروشان خزر ، مثل درياي مقدس رضاييه .
تاريخ ميدرخشد ، زنده ميشود و در ميان آن چهره ملتي كه از ميان امواج حوادث هزار رنگ گذشته است در ميان شاديها و ناكاميها ميتابد . ملت ما ، سرزمين پر بركت ما ، ملتي قهرمان ، آزاده ، هنر دوست ، بافرهنگ و منش پاك و راستين."
نوش آفرين عزيز ، دختر17 ساله لوند يا به اصلاح آنزمانها سكسي اين عكس هم ، اكنون زني است در آستانه 53 سالگي . بله عمر ميگذرد و آنچه ميماند خاطره و ياد است . يكي از نتايج خاطراتي كه نوش آفرين ساخته ، حداقل اين است تا با دوستان خوبي مثل شما در اينجا به بركت تكونولوژي و پيشرفت علم با وجود سانسور شديد و فيلتر و .... ، گرد هم جمع شويم و دمي هر چند گذرا و كوتاه را به تلطيف احساسات خود اختصاص دهيم . پس آرزوي شادي و موفقيت خانم نوش آفرين را نيز از پروردگار خواهانيم . نوش آفرين بمعناي آفريننده شيريني است و براستي كه اين نام شايسته اوست.
سرتان را درد آوردم .
نوروز بر همه شما دوستان پيشاپيش مبارك باد.
9 نظرات:
درود
ممنونم از حضورتون ، نمی دونستم چه جوری دعوتتون کنم ... تو اون وبلاگ جدیدتون نمی تونم بنویسم
براتون موفقیت و کامیابی در سال جدید آرزو می کنم .
اگر کار جدیدی برای بهار نوشتم حتما به اطلاعتون می رسونم
شاد و موفق باشید .
منصور جان سلام
ممنون از اینکه خبرم کردید.
باید ببخشید که چند وقتی نتونستم بهتون سربزنم دلیلش هم این بود که نه تنها این وبلاگتون در شهر ما فیلتر شده بلکه وبلاگ جدیدتون هم فیلتر شده است الان هم که به هزار زحمت یک فیلتر شکن پیدا کردم و بعد از مدتها موفق شدم از وبلاگ دیدن کنم.
موفق باشید
با سلام خدمت شما منصور و ساقي عزيز شرمنده كه من دير نظر ميدم كمي گرفتاري داشتم ممنونم از همه عكسها و مطالبي كه گذاشتين سپاسگذارم.
سلام منصور و ساقی عزیز
عالیه عالیه عالی بود.....هم مطلب خیلی جالب بود هم عکس خیلی زیبایی ما را که حساب خجالت دادی با تقدیم عکس
خیلی لطف کردین
من هم خوانندگی نوش آفرین دوست دارم هم هنرپیشگیش
راستی اون عکس های برنامه چشم و گوش عقل و هوش را فراموش نکنی تا قبل عید منتظرم
سلام خیلی خیلی عالیست ممنون اززحمات شما
سلام
خیلی خیلی ممنون از عکس زیبا و مطلب جزاب و خواندنی که نوشتی........دستت درد نکنه .....مرسی
باز هم ممنون از همه زحماتی که می کشی
و همچنین تبریک به تو که همچین قلم زیبایی داری
با اجازت می خواستم من هم توضیحاتت را در جواب به دوست ناشناس کامل تر کنم
قبلش این را هم بگم که شاید من در آن زمان نبودم ولی چیزهایی که می خواهم بنویسم از کسی نقل می کنم که دوران جوانیش در آن دوران خوش گزرونده و یکی از طرفداهای دوآتیشه گوگوش و لیلافروهر مثل خودمن البته به اضافه نوش آفرین من این سه خواننده را بی نهایت دوست دارم
گوگوش بی شک یکی از اسطوره های تکرارنشدنی در هنر ایران زمین ولی حالا بهتر سری به تاریخ موسیقی بزنیم تا یک سری از مسائل روشن بش
دوره کار هنری گوگوش میشه گفت به چهار دوره تقسیم میشه
او را از کودکی همه می شناختن با پدرش صابر آتشین به روی صحنه های کاباره های لاله زار به اجرا برنامه می پرداخت و بعد از چندی چهره او را در سینما دیدند گوگوش که بزرگتر شد و از اون قالب دختر کوچولو در اومد شروع به خوانندگی به صورت مستقل و حرفه ای کرد و اینگونه اواین دوره هنری گوگوش آغازشد دختری زیبا و لاغراندام با موهای سیاه بلند اما گوگوش هنوز اون گوگوش معروف و محبوب نشده این روند تا ازدواج با محمود قربانی ادامه پیدا می کن بعد از ازدواج با محمود قربانی دوره دوم هنری گوگوش آغاز می شه قربانی می ره که از گوگوش یک ستاره سرشناس بسازه او آهنگ ها و ترانه هایی از آهنگسازان و ترانه سرایان معروف و محبوب در اختیار گوگوش می زاره و بعد او را راهی اروپا می کن و حالا دیگه گوگوش اون ستاره معروف و محبوب دنیای هنر ایران اما قربانی به هدفهای بالاتری نگاه می کن و می خواهد از گوگوش یک ستاره بین المللی بسازه و تا جایی هم پیش می ره ولی با طلاق ونها این پروژه ناتمام می مونه و بسته می شه در این دو دوره رقبایی وارد میدان میشن مثل رامش گیتی آلیس در آغاز هم می گفتن رامش رقیبی جدی برای گوگوش خواهد بود ولی بعد از چندی رامش راهش را جدا کرد و از این رقابت کناره گرفت و برای گوگوش رقیبی بی خطر محسوب می شد بعد از چند وقت محمد کریم ارباب مدیر کاباره باکارا خواننده ای را به نام دینامیک که شباهت بسیاری هم به گوگوش داشت وارد میدان کرد طرز خواندن رقصیدن و همه چیز او مثل گوگوش بود و در آغاز هم اولین آهنگ او بسیار گل کرد ولی بعد ا چند ماه جزابیت خودش از دست داد و خودش هم از اینکه گوگوش دیگه ای باشه خسته شد ودیگر غیر از ترانه اول آهنگ دیگه ای از اون گل نکرد و از میدان خیلی سریع و به سرعت کنار رفت بعد از اون نلی وارد میدان شد ولی بعد از چندی او هم مثل دینامیک از میدان خارج شد(البته نه به شدت دینامیک)بعد از اون بتی و نسرین وارد گود میدان شدند بت در آغاز و با اولین آهنگ بسیار گل کرد نسرین هم کلی سبک خواندنش فرق داشت ولی بعد از چند وقت بتی و نسرین هم به نلی پیوستند و گوگوش در میدان دوباره تنها و یکه تاز موند تا اواسط سال1353 و نوید سه خواننده جدید که همگی با دو چهره از آنها آشنا بودند آن سه نفر اکی بنائی نوش آفرین و لیلافروهر بودند اکی خواهر پوری بنائی ستاره سرشناس سینما فارسی بود دارای چهره ای متفاوت و موهای بلوند
نوش آفرین هم ستاره سینما بود و همگی با چهره او آشنا بودند در آغاز قرار بود نوش آفرین کار هنری را با آهنگ های شماعی زاده و بابک بیات آغاز کن ولی همکاری او به طور غیرمنتظره و عجیبی با شماعی زاده قطع شد و آهنگ کوه که قرار بود با صدای نوش آفرین شنیده بشه ناگهان با صدای گوگوش شنیده شد ولی بعد از مدتی کوتاه قرار شد نوش آفرین با همکاری با فریدون خشنود آهنگساز جوان ومحبوب وارد دنیای موسیقی بشه و اما نفر سوم لیلافروهر دختر فرنگیس و جهانگیر فروهر ستاره های سرشناس و باسابقه سینما و تئاتر لیلا را هم همگی مثل گوگوش از سه سالگی می شناختند او از همان کودکی برای خود در سینما طرفدارهایی دست و پا کرده بود او در کودکی بیش از 32 فیلم باز کرده بود که معروف ترین آنها مراد و لاله و ساطان قلبها بود به او در کودکی لقب پرکارترن ستاره سینما را داده بودند ولی حالا اون لیلا کوچولو به دختری بزرگ پرهیجان و زیبا تبدیل شده و قصد داره کار خوانندگی شروع کن و قراره از صحنه میامی هم آغاز کار کن محمود قربانی که بعد از متارکه با گوگوش همیشه دنبال کسی بود تا اون جایگزین گوگوش در میامی کن که بعد از چندی معلوم شد که اون کسی نیست جز لیلافروهر
قربانی مثل همان زمان که با گوگوش ازدواج کرده بود و آهنگ و ترانه های آهنگسازها و ترانه سراهای محبوب و معروف را در اختیار گوگوش گزاشته بود همین کار را هم با لیلا کرد بالاخره لیلا در زمستان1353 با تبلیقات وسیع قربانی که گفته می شه پوسترهای لیلا را با اندازه های خیلی بزرگ حتی بزرگ تر از پوستر زنده یاد هایده جلوی میامی نصب کرده بودند به روی صحنه رفت و بالاخره در عید1354 هر سه چهره با هم در تلویزیون ظاهر شدن اکی ک سبک خواندنش با لیلا و نوش آفرین فرق داشت تز گود رقابت به کنار رفت و تنها نوش آفرین و لیلا ماندند و آنچنان مورد پسند مخصوصا نسل جوان قرار گرفتند که همگی را از این محبوبیت سریع حیرت زده کرده بود که مطلب آذر1354جوانان یکی از کوچکترین چیزهایی که گویای این مسئله است(پست 40 و 41 وبلاگ) اما این رو اومدن خوانندگان جوان فقط در میان خوانندگان زن اتفاق نیفتاد بلکه در اواخر1353 و اوایل1354مردهای جوانی هم پا به دنیای موسیقی گزاشتن که انها هم به سرعت مورد توجه قرار گرفتن مثل ستار ابی مرتضی و شاهرخ
آیا دوست عزیز ناشناس در ان سال ها ستاره های مرد هم چون عارف ویگن و منوچهر کم کار شده بودند که جوانای چون ستار ابی شهرام مرتضی و شاهرخ مورد توجه قرار گرفتن که شما می فرمایید لیلا و نوش آفرین به این علت مورد توجه قرار گرفتن چون فقط در آن سال ها گوگوش کم کار شده بود؟؟؟؟...................اینکه گوگوش از اواخرسال1353 تا عید1355کم کار شده بود درست هست و علتش هم رابطه عشقیش با بهروز وثوقی بود که می گن به علت غیرتی و تعصبی بودن بهروز،بهروز خیلی دوست نداشته که گوگوش کار کن و ظاهر بش البته غیر از این مسئله چیزهای دیگه ای هم مثل بدهکاری گوگوش و غیره بود که باقی علتها در پست41در قسمت روزهای تزلزل بیان شده
آخرین چیزهایی که از گوگوش شنیده شده بود آهنگ های کتیبه یک نفر یک روز میاد و هیشکی مثل تو نبود بود که هیچ کدام گل نکرده بود تا نوروز1354 که فیلم همسفر به روی پرده سینما رفت اما گوگوش برای اجرای آهنگ فیلم همسفر به تلویزیون نیامد تا شش ماه بعد و اکران فیلم شب غریبان که گوگوش در آن دو ترانه زیبای باورکن و خوابم یا بیدارم از گوگوش شنیده شد ولی بازهم گوگوش برای اجرا دو ترانه به تلویزیون نیامد اما این کم کاری و ظاهر نشدن در تلویزیون بالاخره در عید1355 پایان یاقت و گوگوش با آهنگ های فوق العاده زیبای ماه پیشونی و پل(که برای فیلم ماه عسل بود)و گل هزارپر بازگشت و این کم کاری در اواخر تابستان 1355با کوله باری از ترانه های خیلی زیبا جبران شد و بازگشت ستاره را پررنگ تر کرد او با ترانه های مخلوق معشوق خلوت جفت و شاعر(با مارتیک) دوباره همان گوگوش قبلی شد و آهنگ مخلوق خیلی خیلی گل کرد اما در این میان لیلا و نوش آفرین هم ساکت ننشسته بودن و به فعالیت های خود بیش از پیش ادامه دادند و سعی می کردن هر یک آهنگ های مورد پسندتری را اراعه بدن در این میان هم از زمستان1354خواننده دیگری هم بنام شهره وارد دنیای موسیقی شده بود ،در بهمن1354 طی اختلافاتی که بین قربانی و جهانگیرفروهر در گرفته بود لیلفروهرا میامی را ترک کرده بود و به شکوفه نو(رقیب سر سخت میامی)نقل مکان کرده بود از سوی دیگه نوش آفرین هم با تمام شدن قرارداد خود او هم میامی را ترک کرده بود،لیلافروهر که با اومدنش از زمستان1353به میامی برای محمود قربانی بسیار پولساز شده بود حالا رفتن اون از میامی برای قربانی شکست بزرگی محسوب می شد اما قربانی ساکت ننشست و به جست و جوی استعدادی تازه رفت تا بتون جای خالی لیلا را پرکن و اون جایگزین لیلا بشه که این استعداد بعد از مدت کوتاهی دخت جوانی بنام شهره معرفی شد شهره از اواخر زمستان1354 کار خودش شروع کرد شهره از نظر ظاهری ادا و رقص شباهت های زیادی به گوگوش داشت و همین موضوع باعث شده بود تا نظر قربانی را به خودش جلب کن شهره با دختر مشرقی پا به دنیای موسیقی نهاد اولین باری که شهره در تلویزیون ظاهر شد و آهنگ دختر مشرقی را اجرا کرد همه فکر کردن گوگوش که ترانه تازه ای خوانده ولی بعد متوجه شدن این شهره خواننده جدید که قربانی حمایتش می کن شهره در آغاز مثل دینامیک خیلی از نظرها را به خودش جلب کرد البته شهره هیچ وقت به سرنوشت دینامیک دچار نشد ولی یک موضوع که همیشه خیلی قابل توجه بوده این بوده که شهره هیچ وقت در ایران نتوانست به موقعیتی که لیلا و نوش آفرین برای خودشون دست و پا کرده بودن دست بیاب و تا انقلاب سال1357 هم شهره نتوانست به محبوبیت نوش آفرین و لیلا برس و نظرسنجی های بعد از سال1354 بیانگر این موضوع همیشه شهره با اختلاف چند نفر پایین تر از لیلا و نوش آفرین قرار داره_ (البته من هنوز موفق به دیدن نظر سنجی سال55 نشدم نظرسنجی سالهای53و54و56 را دیدم ولی55را هنوز نه، نظرسنجی های مجله جوانان به این صورت بوده که مثلا اگر می خواستن نظرسنجی بهترینهای سال1354 را بکنن نتایجش را در اردیبهشت سال بعد یعنی اردیبهشت سال1355اعلام می کردن حالا من هم نظرسنجی بهترینهای1355 که اعلام نتایج در اردیبهشت 1356 بوده را ندیدم)_ولی لیلا و نوش آفرین همیشه نزدیک به هم دیده میشدن
بعد از سال55 یعنی در سالهای56 و 57 هم نوش آفرین و لیلا همیشه برای گوگوش رقیب خیلی جدی محسوب می شدن و آن دو هیچ وقت از اون محبوبیت و معروفیتی که به دست آورده بودن پایین تر نیامدن و هر بار با آهنگ های مورد پسندتر مردم و فیلم های تازه و جذاب به محبوبیت خود می افزودن و نظرسنجی ها بازگوی این مسئله تا سال1357هستن و اگر بخواهی خوانندگان موسیقی پاپ را طبقه بندی کنی گوگوش در مقام و طبقه اول قرار داشت و لیلا و نوش آفرین در مقام و طبقه دوم و خود گوگوش هم این دو رقیب همیشه جدی گرفت و گوگوش در هر برنامه ای که می خواست شرکت کن و به اجرای برنامه بپردازه همیشه قید می کرد که لیلافروهر و نوش آفرین با او در برنامه نباشند و در کنار او به اجرای برنامه نپردازن که که این موضوع را در جشن رنگارنگ(آبان1356)کاملا واضح که در برنامه خوانندگان محبوب جوان مرد یعنی ستار ابی شهرام در کنار باسابقه های محبوب مرد یعنی عارف و شماعی زاده هستن ولی در زنان در کنار باسابقه های محبوب یعنی گوگوش و رامش خوانندگان محبوب جوان زن یعنی لیلافروهر و نوش آفرین دیده نمی شن و می بینید که به جای اونها از نلی و نسرین برای اجرای برنامه در کنار گوگوش استفاده شده در صورتی که نوش افرین و لیلافروهر خیلی خیلی از نلی و نسرین محبوب تر و معروف تر بودند و این موضوع تا انقلاب1357ادامه داشت و گوگوش هیمشه در مقام اول در خوانندگان زن پاپ قرار داشت و لیلافروهر و نوش آفرین در مقام دوم
اتفاقا چند شب پیش داشتم مصاحبه ستار را در برنامه آن کات با علیرضا امیرقاسمی می دیدم ستار یک حرفخیلی قشنگ و جالبی زد و گفت در ایران هر خوانندهای که معروف و محبوب بود زنگ صدای خاص خودش داشت و هیچ کس صداش شبیه دیگری نبود که واقعا هم همینطوره صدای گوگوش نوش آفرین و لیلافروهر کاملا با هم فرق داره و هر کدام رقص یا ادای مخصوص به خودشون دارن
و اما کلام آخر که شما دوست عزیز ناشناس که در اخر نظرتون می فرمایید ای کاش گوگوش23سال سکوت نمی کرد مطمئن باشین که اگر گوگوش در آن 23سال هم می خواند و مثل بقیه خوانندگان قبل انقلاب برای اینکه بتونن برای مردمانشون بخوانند به صورت قاچاق راهی غربت می شد هیچ اتفاقی نمی افتاد همینطور که می بینید در این هفت سال هیچ اتفاق خاصی نیفتاده
من باز هم در آخر می گم من عاشقانه گوگوش عزیز لیلاعزیز و نوش آفرین عزیز دوست دارم و این سه محبوبترین خواننده های من هستن فقط تاریخ را بازگو کردم که جواب برا ای دوست عزیز ناشناس باش
بازم ممنون از همه زحماتتون
کارتون تکه بخدا
سلام منصور و ساقی عزیز
من عید باستانی را پیشاپیش تبریک می گم
مثل همیشه عالیه و ناب ... مطلب بسیار جالب و عکس بی نهایت زیبابود
خیلی خیلی ممنون و متشکر
و همچنین از دوست خوبمون بابک عزیز هم بابت توضیحات بلند بالایی که داده تشکر می کنم
موفق باشین
سلام منصور و ساقی عزیز
مثل همیشه زیبا و پربار تازه هم عکس خیلی زیبا وناز بود و هم مطلب قشنگ و البته یک کم هم ناراحت کننده از اینکه چه بر سر ما تا به امروز گزشته
بازم مرسی از پست قبلی
سلام
امیدوارم همیشه سلامت باشد
تشکر بابت عکس زیبا
به امید پستهای بهتر و آینده روشنتر
ارسال يک نظر