روز يكشنبه ؛ در آخرين لحظاتي كه مجله زير چاپ ميرفت تلفن دفتر مجله به صدا در آمد ؛ ناشناسي با صداي لرزنده اي اطلاع داد كه نوش آفرين خواننده معروف دست به خودكشي زده و ميخواهند اورا به بيمارستان ببرند. ابتدا فكركرديم كه شايد اين يك حقه تبليغاتي باشد . اما با اين تفاصيل خبرنگاران ستاره سينما ؛ بلافاصله بسيج شدند تا از ماجرا با اطلاع گردند . ابتدا بوسيله تلفن با منزل محل سكونت نوش آفرين تماس گرفتند. اما دختر بچه ا ي گوشي را برداشت و پس از اينكه شنيد در باره خودكشي نوش آفرين سئوال ميشود ؛ بلافاصله گوشي را رو ي دوشاخه كوبيد و ديگر به زنگ تلفن پاسخي نداد .
راستي پشت پرده زندگي خصوصي نوش آفرين چه گذشته است كه اين ستاره آواز آنهم در اوج شهرت ؛ ناگهان دست بخودكشي زده است ؟ اين سئوال باعث شد تا كنجكاوي خبرنگاران ويژه ستاره سينما تحريك شود و از چند وچون ماجرا آگاه شوند . بدنبال اين ماجرا دوتن از نويسندگان مجله ؛ با ياري شاهپور منصف مامور شدند تا راهي خانه نوش آفرين شوند.
بهتر است ماجرا را از اين لحظه از زبان شاهپور منصف بخوانيد.
مردم چه ميگفتند؟
خانه نوش آفرين در حوالي خيابان شاه واقع شده است. وقتي جلوي خانه رسيديم تعداد زيادي از مردم جلوي خانه جمع شده بودند و زمزمه هايي شنيده ميشد كه نوش آفرين خودكشي كرده است. در خانه بسته بود وچند نفري پشت در ايستاده بودند.
بي اختيار همه از يكديگر سئوال ميكردند كه چرا نوش آفرين خودكشي كرده است .اما جوابي براي سئوال آنها نبود .
هنوز بيش از چند لحظه نگذشته بود كه يك اتومبيل ب ام و جلوي در آپارتمان توقف كرد و شخصي با عجله از آن پياده شد و بسوي آپارتمان دويد . اين شخص فريدون خشنود آهنگساز نوش آفرين بود . او را شناختيم ؛ او هم ما را ديد .اما بمحض اينكه چشمش به ما افتاد ؛ از چنگمان گريخت و خود را از ديدگاهمان پنهان كرد.
شايد دلش نميخواست كه پايش به اين ماجرا كشيده شود .چند دقيقه بعد در ميان چشمان آلوده به انتظار كساني كه پشت در آپارتمان اجتماع كرده بودند ؛ در آپارتمان باز شد و چند نفر در حاليكه نوش آفرين را احاطه كرده بودند بداخل اتومبيل فريدون خشنود بردند . من با عجله جلو دويدم و سيل جمعيت را شكافتم تا از چند وچون ماجرا آگاه شوم . نوش آفرين رنگ به چهره نداشت فرياد زدم : خشنود....
اما خشنود آنچنان دستپاچه شده بود كه حتي برنگشت نگاهم بكند و بلافاصله با يك گاز سريع اتومبيل از مقابل چشمان حيرت زده آدمها گريخت.
در حاليكه هنوز زمزمه ميشد : نوش آفرين خودكشي كرده است.



