سه‌شنبه ۲۹ ژوئیهٔ ۲۰۰۸

12) فيلمشناسي(سازش)

نوش آفرين روجلدي هفته نامه اطلاعات هفتگي - فروردين 1354
ديوار كوب فيلم سازش

نوش آفرين و بهروز وثوقي در سازش

سازش (1353)
كارگردان:محمد متوسلاني نويسنده:محمد متوسلاني
خلاصه داستان :
جواد (بهروز وثوقي) جوان آس و پاسي است كه به دختري به نام بتول (نوش آفرين) علاقه دارد، كه مادرش بيمار است. جواد براي تأمين هزينه درمان و عمل جراحي مادر بتول به قصد دزدي به خانه زني به نام زيبا (نوري كسرائي) ميرود و در آنجا متوجه رابطه ي زيبا با مردي به نام خلايق (آرمان) ميشود كه رئيس انجمن محل ومتاهل است. جواد تصميم ميگيرد به جاي سرقت، از خلايق اخاذي كند. روز بعد جواد به خانه ي خلايق ميرود و او را از درخواستش مطلع ميكند. تمام اختيار زندگي خلايق در دست همسرش بدري (مهين شهابي) است و او براي پرداخت پول به جواد دچار مشكل ميشود. جواد با عنوان دروغين پزشك خانوادگي وارد زندگي خصوصي خلايق شده و شاهد مشكلات زندگي اوست. او در خانه ي خلايق ميماند و به تدريج وارد زندگي رقباي خلايق در انجمن محل ميشود و دست تك تك آنها را رو ميكند. عاقبت در جلسه ي انجمن محل جواد خود را با همان عنوان جعلي پزشك ، نامزد رياست انجمن ميكند و پس از انتخاب شدن نامزدش بتول را نيز از ياد ميبرد، در حاليكه زيبا را جايگزين بتول در زندگيش كرده است.

اشاره به چند نكته :
*محمد متوسلاني متولد 1314 تهران است. وي تحصيلاتش را در مقطع كارداني در رشته زبان و ادبيات انگليسي در دانشگاه تهران گذراند و در كلاسهاي بازيگري خصوصي و رشته تئاتر در دانشكده هنرهاي زيبا به سرپرستي دكتر مهدي فروغ شركت كرد و يك دوره تئاتر در دانشگاه تهران زير نظر پروفسور بلچر گذراند. او همچنين داراي تحصيلات نيمه تمام در دانشگاه كاليفرنيا در لوس آنجلس در مقطع فوق ليسانس سينما ميباشد.او با بازيگري در فيلم طوفان در شهر ما (1337) وارد سينما شد و نخستين فيلم خود بنام ترس و تاريكي را در سال 1342 كارگرداني كرد. متوسلاني همسر مهيندخت بهرامي (نويسنده، منتقد و نقاش) است.متوسلاني درحال حاضر نيز درعرصه كارگرداني سينماي ايران فعال است.
* فيلم سازش از فيلمهاي متفاوتي است كه نوش آفرين در آن شركت جسته است.
اين فيلم يك كمدي سياه است كه سعي ميكند بخشي از مشكلات اجتماعي دوران خود را بگونه اي بتصوير بكشد .كليه شخصيتهاي فيلم بنوعي از نظر شخصيتي و اجتماعي دچار اشكال و بحران هستند:
جواد - جواني است كه درابتدا بدليل فقر اقتصادي و بجهت نجات جان مادر دختر مورد علاقه اش دست به دزدي ميزند و سپس بمرور زمان در اثر معاشرت با افراد متفاوت و مرفه و رسيدن به مقام رياست انجمن محل با فريب وجعل هويت ، عشق و عاطفه خود را نيز از دست داده و جذب موقعيت جديد خود و هوسراني با زيبا ميگردد.
خلايق - رييس انجمن محل با اينكه در نظر مردم محل فردي آبرومند و موجه و با خانواده است ، پنهاني با زيبا رابطه دارد و به همسر خود خيانت ميكند و در مقام شغلي خود نيز سالم رفتار نميكند.

بدري - تمام سعي و هدفش اينست كه خود را از نظر اجتماعي زني بلند مقام نشان داده كه رياست اصلي خانواده امروزيش را بر عهده دارد و در واقع دچار عقده شخصيتي جهت بزرگنمايي خود و خانواده اش است.
محمود - (داماد خانواده خلايق) به همسرش خيانت ميكند و با زنش درگير است.
منوچهر -(پسر خانواده خلايق) كه از جانب مادر ، دائما موجه و درسخوان معرفي ميشود با كلفت خانه رابطه برقرار كرده و پس از حامله شدن كلفت او را مجبور به كورتاژ كرده و با همراهي مادر او را از خانه اخراج ميكند.
زيبا - بدون هيچ قيد و تعهدي با مردان سرشناس جهت رسيدن به هدفش كه گرفتن مجوز آرايشگري است رابطه برقرار ميكند.
بتول - براي نجات جان مادرش ، جواد را حتي ترغيب به دزدي ميكند و چون مشكلش حل نميشود براي فرار از فشارهاي زندگي دست به خودكشي ميزند.
در كنار تمام مسائل ذكر شده اجتماعي فوق ، فيلم با پرداخت به يكسري مسائل جاري در انجمن محلي و فساد رايج در اعضاي آنها و همچنين بي ضابطه بودن انتخابات و وعده وعيد هاي دروغين تا حدي رنگ سياسي بخود ميگيرد بطوريكه اين معضلات ميتواند ازانجمنهاي محلي قابل بسط به ديگر مراكز و ارگانهاي مسئول نيز باشد.
*اين فيلم در 6 شهريور 1353 در سينماهاي نياگارا ، ركس ، ميامي ، الوند ، كيهان ، مارليك ، اسكار ، اورانوس ، شهرام ، شرق ، سيلوانا و سيلور سيتي بنمايش در آمد.
منابع :سايت سوره سينما - فيلمشناخت سينماي ايران تاليف عباس بهارلو
توضيح
به اطلاع دوستان گرامي ميرساند به پستهاي شماره 4، 8 و11 برخي اطلاعات تكميلي و تصاوير جديد اضافه شده اند كه توجه شما را به آنها نيز جلب ميكنيم.

جمعه ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۰۸

11) فيلمشناسي(ماشين مشتي ممدلي)

نوش آفرين در هفته نامه تهران مصور - ويژه نامه نوروز اسفند 52
نوش آفرين در هفته نامه جوانان امروز - 25 شهريور 1353

ماشين مشتي ممدلي (1353) كارگردان: محمد رضا فاضلي نويسنده : فريدون گله
خلاصه داستان :
جيم لال (منوچهر اخضرپور)، كه از فرنگ بازگشته، همراه ناخواهريهايش(نوش آفرين، مستانه جزايري، شهر آشوب)
به دنبال جواهراتي است كه پدرشان قبل از مرگ در هتل بهار پنهان كرده است. آنها با اتومبيل سواري حسن جت (حسن رضايي) به سوي شمال حركت ميكنند. سرعت زياد و رانندگي غيرعادي حسن جت موجب ميشود كه سرنشينان چند اتومبيل و يك كاميون ( محمدرضا فاضلي، غلامعلي گلچين، پروين ملكوتي، علي زاهدي، غلامحسين بهمنيار و نعمت الله گرجي) متوجه هدف آنها شوند. دو گروه ابتدا با هم درگير ميشوند، اما سرانجام براي يافتن پول با هم، همدست ميشوند و همگي با ميني بوس مشتي ممدلي (منصور سپهرنيا) عازم هتل بهار در چالوس ميشوند كه مدير آن هتل، حجت (منصور سپهرنيا) شباهت زيادي به راننده شان دارد.پس از وقوع يك سلسله حوادث سرانجام مشخص ميشود كه مشتي ممدلي و حجت برادر دوقلو هستند و مادر آنها از جايگاه دقيق گنج در هتل آگاه است و منتظر فرصتي بوده تا هر دو پسرش بتوانند از گنج بهره ببرند .گروه سرانجام جواهرات را مييابند و هر يك سهم خود را دريافت كرده و با ميني بوس مشتي ممدلي به سوي مقصد خود حركت ميكنند. ميني بوس به جاي آنكه به تهران بازگردد به طرف پاسگاه پليس حركت ميكند و به پيشنهاد چند تن از افراد گروه جواهرات را تحويل پليس ميدهند و پس از تحويل دادن جواهرات از جايزه اي كه مبلغ نسبتاً زيادي است بهره مند ميشوند.
چند نكته قابل اشاره:
*محمد رضا فاضلی در تير ماه 1314 در تهران چشم به جهان گشود. پس از اخذ ديپلم و يکسال آموزش در نيروی هوائی در شهريور 1332 تهران را به قصد نا معلومی ترک کرد و پس از مدتي که در کشور های حوزه خليج فارس، مصر، و لبنان گذران كرد از سال 1954 تا 1959 در کشورهای فرانسه، آلمان، انگليس، و آمريکا به کار و تحصيل مشغول گرديد. پس از بازگشت به ايران به خاطر داشتن سوابق سياسی به سوی شغل آزاد رفت و بزودی سر از سينمای ايران در آورد. با فيلم خانم عوضی گرفتی ساخته حسين مدني در سال 1340 بعنوان بازيگر به سينماي ايران معرفی شد و تا سال 1354 در کشور های ايران، ترکيه، پاکستان، ايتاليا، مجارستان بعنوان هنرپيشه، کارگردان و تهيه کننده ايفای نقش نمود.اولين فيلم او در مقام كارگردان فيلم همه سر حريف در سال 1344 است وتا سال 1356 كه آخرين فيلمش سرباز را كارگرداني كرد، 12 فيلم را كارگرداني نمود. آخرين فيلم او در مقام بازيگر فيلم سفر سنگ به کارگردانی مسعود کيميايي در سال 1356 است.
*اين فيلم در تاريخ 13 شهريور 1353 در سينماهاي آسيا ، اروپا ، ليدو ، نپتون ، ژاله ، توسكا ، چرخ وفلك ، المپيا ، پاسارگاد و فيروزه بنمايش در آمد.
*نوش آفرين در دو فيلم بكارگرداني فاضلي ايفاي نقش كرد كه در هر دوي آنها نقش كوتاهي ايفا كرده است.
*فيلم ماشين مشتي ممدلي تقليدي از فيلم كمدي دنياي ديوانه ديوانه ديوانه ساخته استانلي كرامر است.
* در هفته نامه جوانان امروز بتاريخ 25 شهريور 1353 مقاله اي مرتبط با اين فيلم در بخش شايعات داغ داغ سرد سرد بشرح زير بچاپ رسيده است:
... كه نوش آفرين ستاره 17 ساله سينما هفته گذشته از شير اندامي بازيگر با سابقه كتك مفصلي خورد.
همانطور كه بارها نوشته ايم نوش آفرين توسط شيراندامي به سينما راه يافت و از همان روزهاي نخست نيز دلباخته شيراندامي شد و البته ميگويند اين هنرپيشه بخاطر دلبستگي شديد به خانواده زياد پابند اين عشق نيست ولي بخاطر خويشاوندي از نوش آفرين در سينما حمايت ميكند.
كتك خوردن نوش آفرين نيز بخاطر اين بوده كه ستاره 17 ساله در فيلم ماشين مشتي ممدلي صحنه هاي سكسي بازي كرده و به شير اندامي نيز نگفته بوده است و حالا كه فيلم بروي اكران آمده كتك را نيز نوش جان كرده است.
ديگرمنابع :سايت سوره سينما-كتاب تاريخ سينماي ايران تاليف مسعود مهرابي-سايت رضا فاضلي
توضيح:
بعقيده ما مطالب برگرفته شده از مجلات قديمي دليل بر درستي و يا نادرستي صد در صد آنها نيست .
درهر حال فيلم ماشين مشتي ممدلي شامل هيچ صحنه سكسي نيست !!

جمعه ۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۰۸

10) فيلمشناسي(پري خوشگله)

نوش آفرين در هفته نامه اطلاعات هفتگي
نوش آفرين در هفته نامه تهران مصور

دوره اول بازيگري نوش آفرين با ايفاي نقش در فيلم پاداش يك مرد بپايان ميرسد .در دوره دوم همانطور كه پيشتر اشاره شد بدليل امتناع نوش آفرين از ايفاي رلهاي سكسي ، حضور او در سينما كمرنگ شده و به بازي در نقشهاي كوچكتر پرداخت.دوره دوم با فيلم پري خوشگله ساخته سيامك ياسمي آغاز ميشود كه نقش اول زن آنرا شهناز تهراني بر عهده داشته و نوش آفرين در نقش دوم ظاهر ميشود و در بخشهايي از فيلم دو ترانه با صداي عهديه را لب خواني ميكند كه ترانه معروف كاكو يكي از ايندوست.
پری خوشگله ( ۱۳۵۳)كارگردان : سيامك ياسمي (1373-1304) محل تولد و وفات تهران نويسنده : سيامك ياسمي
خلاصه داستان :
پري (شهناز تهراني) پس از مرگ پدرش مسئوليت نگهداري خانواده اش را به عهده ميگيرد. او كه در صدد است خواهر كوچكترش مريم (نوش آفرين) را كه تحت قرارداد يك جانبه با اصغر (فرهاد حميدي) در كافه اي در اصفهان كار ميكند نجات دهد، از شيراز به اصفهان مي رود و سر راه جواني ثروتمند به نام پرويز (منوچهر وثوق) قرار ميگيرد. پري در روزنامه ميخواند كه پرويز در پي راننده ي شخصي است. او با پوشيدن لباس مردانه و با نام ماشاالله به استخدام پرويز درميآيد.او از طرف ديگر در قالب زني زيبا ظاهر ميشود وپرويز را به خود علاقه مند ميسازد .پري درمييابد كه عموي پرويز تصميم دارد جهت تصاحب ثروت برادرزاده اش ، دخترش لادن را به عقد او درآورد، و پرويز با اين وصلت مخالف است. پرويز به پري علاقه مند ميشود تا اينكه عمو با تباني اصغر پري را گروگان ميگيرند تا پرويز حاضر به ازدواج با لادن شود. پرويز براي نجات جان پري ميپذيرد؛ اما پري از مخمصه ميگريزد و با لباس مردانه در قالب ماشاالله در مراسم ازدواج پرويز حاضر ميشود تا در حين اجراي رقص و آواز پرويز را از ماجرا باخبر سازد كه در ضمن يك درگيري كلاه مخملي از سر ماشاالله مي افتد و پرويز درمي يابد كه او همان پري است. او با پري پيمان زناشويي ميبندد و مريم را به عقد برادرش هوشنگ (فرخ ساجدي) درميآورد.
نكات قابل اشاره:
*سيامك ياسمي، فرزند رشيد ياسمي مترجم -نويسنده و شاعر معاصر و برادر كوچك شاپور ياسمي (كارگردان سينما)، پس از آ‌نكه تحصيلاتش را در رشته حقوق دردانشگاه تولوز (فرانسه) به پايان برد در سال 1328 به استخدام وزارت امور خارجه درآمد، و از همان زمان به ترجمه داستانهاي خارجي و چاپ آنها در مطبوعات پرداخت. تعدادي از ترجمه‌هاي او در خلال سالهاي 1328 تا 1330 در مجله‌هاي فردوسي و خوشه چاپ شده است. در اين سالها برادرش شاپور مدير تهيه استوديو پارس فيلم بود و علي كسمايي در كنار آنها داستان و ديالوگ فيلمهاي استوديوي كوشان را مينوشت. سيامك به واسطه شاپور به دفتر دكتر كوشان دعوت شد و با نوشتن داستان فيلم مستي عشق (1330) همكاري‌اش را با پارس فيلم آغاز كرد. پس از همكاري با كوشان به عنوان مشاور كارگردان در فيلم دزد عشق (1331) و نوشتن داستان فيلم پرفروش افسونگر (اسماعيل كوشان، 1331) كارگرداني شبهاي تهران (1332) به او محول شد. او موقع كارگرداني نخستين فيلمش كمترين شناختي از دانش كارگرداني نداشت؛ فقط كوشان و كسمايي را پشت دوربين فيلمبرداري ديده بود. ياسمي تا سال 1338 شش فيلم ديگر براي كوشان ساخت. ضمنا وي در طول سالهاي 1337-1334 سرپرست گويندگان در استوديو سانترال بود.او از سال1338 با تأسيس پوريا فيلم تهيه فيلمهايش را خودش به عهده گرفت. ياسمي با آقاي قرن بيستم (1343) و بويژه گنج قارون (1345) سينماي ايران را از بحران ورشكستگي نجات داد، هرچند فيلمهايي كه پس از آن در مكتب گنج قارون ساخته شدند، به دليل موضوعهاي تكراري، سينماي ايران را با بحران رو برو كردند. ياسمي تا سال 1355 با ساختن فيلمي به نام هيولا در حرفه خود فعال بود. در سالهاي نيمه اول دهه 1350 نسبت به كارش بيحوصله شد و ديگر فيلمسازي ميلي در او برنمي‌انگيخت. فيلمهايش با شكست مواجه ميشدند، و حتي بازيگر پولسازي مثل محمدعلي فردين در فيلم مرد هزار لبخند (1350) نميتوانست او و فيلمش را از شكست نجات بدهد. فيلمهاي ياسمي در سالهاي دهه 1330 به مراتب قابل قبول‌تر از فيلمهاي او در نيمه دوم دهه 1340 و نيمه اول دهه 1350 است. او در فيلمهايي مثل طلسم شكسته (1337)، ساحل انتظار (1342)، لذت گناه (1343) و آقاي قرن بيستم (1343) به مراتب بهتر از نابغه هفت‌ماهه (1343)، شمسي پهلوون(1345)، طوفان نوح (1346)، دالاهو (1346)، بر آسمان نوشته (1347)، قوز بالاقوز (1349)، ليلي و مجنون (1349)، آبشار طلا (1351)، پريزاد (1352)، دل خودش ميخواد (1353)، پري خوشگله (1353) و رانده شده (1354) فيلمنامه‌هايش را نوشته و كارگرداني كرده است.وي در طول فعاليت سينمايي خود 27 فيلم را كارگرداني كرد. سيامك ياسمي در 69 سالگي بر اثر سرطان در تهران درگذشت. او شاعر بود ودفتر شعري هم به همت فرزندانش از وي در سال 1380 منتشر شده است.
*اين فيلم در تاريخ 25 ارديبهشت 1353 در سينماهاي كاپري ، نياگارا ، اروپا ، ركس ، الوند ، كيهان ، مارليك ، اورانوس ، اسكار ، شهرام ، شرق ، سيلوانا و سيلور سيتي بنمايش در آمد . پري خوشگله از فروش متوسط 600000 توماني برخوردار شد و از ميان 60 فيلم ساخته شده در اين سال به رتبه 34 دست يافت.
*اين فيلم تكرار فيلم شمسي پهلوون (1345) از همين فيلمساز است كه هر دو از فيلمي هندي بنام سيتا و گيتا كپيه برداري شده اند.

منابع: سايت سوره سينما - تاريخ سينماي ايران اثر مسعود مهرابي - سالشمار سينماي ايران اثر هما جاوداني

9) مصاحبه مجله جوانان با نوش آفرين در مهر 1352



هفته گذشته نوش آفرین نوستاره جوان سینما طی یک مصاحبه با خبرنگار جوانان فاش کرد که باین علت وارد سینما شده و هم اکنون قصد ورود به عالم موسیقی را دارد که مادرش با دیدن قیافه او ،بسویش باز گردد و آرزوئی که سالها در دل دارد بر آورده شود.نوش آفرین که در یک صحنه فیلمبرداری فیلم تازه اش پاداش دچار سوختگی دست شده بود ابتدا درباره این حادثه گفت :قرار بود در صحنه ای ازفیلم با ریختن ظرف نفت روی لباسم به قصد خود کشی خود را آتش بزنم اما بدبختانه این ماجرا با غفلتی که شد نزدیک بود حقیقتا بسوزم ودر لحظه حادثه هم از ناحیه شکم و پهلو و پشت و دست راست دچار سوختگی شدید شدم و مرا به بیمارستان سینا بردند.
چگونه به سینما راه یافتم؟
از نوش آفرین سئوال شد که چگونه به سینما راه یافته است وی در پاسخ گفت:من علاقه زیادی به خوانندگی داشتم ولی خانواده ام عقیده داشتند که خواننده شدن توام با ماهها یا سالها انتظار و شانس میباشد وبهمین جهت وقتی در مجله و روزنامه ها خواندم که برای فیلم شورش چهره جدید میخواهند من هم مراجعه کردم در حالیکه سال پنجم متوسطه بودم وقتی که به استودیو رفتم فهمیدم که شرایط بسیار سختی گذاشته اند که از جمله تعهد با یک سفته صد هزار تومانی است .بدین جهت خود را کنار کشیدم و بعد توسط یکی از دوستان پدرم که هنرپیشه معروفی است برای بازی در فیلم قصه ماهان انتخاب شدم سپس در دشمن همبازي ملك مطيعي شده و اخیرا هم فیلم روسیاه را پایان داده ودر پاداش مشغول بازی هستم.

این هنرپیشه معروف همان کسی نیست که شایع است با شما روابط عاشقانه دارد و حتی یکشب در شومینه وقتی باهم نشسته بودید همسرش وا رد شده و جنجالی بپا میشود؟
این همان هنرپیشه است ولی نه به آن صورت که شما فکر میکنید چون این هنرپیشه با پدرم دوستی پرسابقه ای دارد و هم او بود که مرا در سینما همراهی و حمایت کرد و از اینها بگذریم من چون به خوانندگی رو ی آورده بودم ویکشب اولین ترانه ام ضبط شده بود و همه راضی بودند من بطور ناگهانی از آهنگسازم و آن هنرپیشه دعوت کردم که اقلا یک شام باهم بخوریم و در بین راه به ساغر هم برخوردیم و چهار نفره در شومینه نشسته بودیم که یک نفر آدم بدخواه بلند میشود ومیرود به خانم این هنرپیشه تلفن میکند که چه نشسته ای که شوهرت اینجا با نوش آفرین به عشقبازی مشغول است . واین خانم میگوید که شوهرش در این ساعت مشغول بازی در فیلمی میباشد ولی به او میگویند که میتوانی همین الان حرکت کرده وبیائی این منظره را از نزدیک ببینی .اول من برایتان یک مسئله را روشن کنم و آنهم اینست که از بخت بد این هنرپیشه قرار بود همان شب در فیلمی بازی کند که فیلمبرداری بهم میخورد و درمیان راه من آنقدر ذوق زده ضبط صدایم بودم که حتی به فکرم نرسید تلفن به همسر او بزنم و بهمین جهت جنجالی بپا شد و ما باهم بیرون آمدیم و خوشبختانه به این خانم همه چیز ثابت شد و الان ما دوستان بسیار صمیمی هستیم و من اغلب در منزل آنها هستم.

خب از این مسئله میگذریم میخواستم بپرسم شما از چه موقع خواننده شدید؟
همانطور که گفتم من قبل از هنر پیشگی علاقمند خوانندگی بودم وبرای دست یافتن به این آرزو به هنرپیشگی روی آوردم و در اولین فرصت با بابک بیات همکاری خود راشروع کردم و اولین آهنگم قصه من میباشد که البته ضبط شده است و چون با استودیو کاسپین قرارداد دارم باید از این پس نیز با آهنگسازان همین استودیو همکاری نمایم و این را هم اضافه کنم که صدایم بسیار به صدای گوگوش شبیه است و خودم نیز از علاقه مندان او هستم .
راستی چرا با این سن کم در فیلمها اینقدر لخت میشوی؟ واقعا بقولی رکورد شکسته ای؟

من خودم به این لخت شدنها راضی نیستم ولی کدام چهره جدیدرا سراغ دارید که بتواند دستور کارگردان فیلم را اطاعت نکند ولی از همه اینها گذشته چهره من بخاطر معصومیت و غمگینی زیاد به نقشهای سکسی نمیخورد و حالا چطور فیلمسازان این مسئله را قبول ندارند من خود نیز در عجبم.
از غمگین بودن و معصومیت گفتی باید بپرسم که چرا اینقدر افسرده هستی و گاهی در چشمانت غم بزرگی دیده میشود؟
شاید ندانید که من وقتی بچه کوچولویی بودم مادرم از پدرم جدا شده و دیگر از او خبری نداریم مادرم نامش ایران است و اسم اصلی من هم فتانه عبدی است و من درست تمام سالهای عمرم را دنبال او گشته ام و تنها آرزویم اینست که روزی مادرم را بیابم شاید هم او با خواندن این مطلب عشق مادریش گل کند و حتی برای لحظه ای هم که شده برای دیدن من بیاید و این آرزوی 17 ساله مرا برآورده سازد .شاید باور نکنید من گاهی ساعتها در گوشه ای مینشینم و به او فکر میکنم و اینکه آیا روزی او را خواهم یافت ، کجا هست و چه میکند.آرزوی من برای خواننده شدن این بود که روزی در تلویزیون و رادیو آواز بخوانم و بعد از مردم علاقمندم بخواهم که مرا در یافتن مادرم یاری دهند و من شهرت را فقط برای یافتن او میخواهم . حالا از همه مردم برای یافتن او استمداد میکنم.
در این میان کدام زمینه را مقصودم بازیگری و خوانندگی میباشد دنبال خواهی نمود؟
من میخواهم بکلی دور سینما را خط بکشم وفقط خواننده باشم چون ستاره بودن برای ما با این نقشهای سکسی تا حد زیادی غیر قابل تحمل است و حالا مجبورم تا زمانی که قرارداد دارم به آنها گردن نهم.
توضیحات:
در مجله مذکور در قسمت اول مصاحبه نام فیلم پاداش به اشتباه شورش چاپ شده که در اینجا اصلاح شده است.
شومینه نام یک کافه تریا در تهران بوده است.
ساغر نام یک هنرپیشه قدیمی سینما است.
هنرپیشه مورد اشاره ، یدالله شیراندامی بوده ا ست.
همکاری نوش آفرین با زنده یاد بابک بیات به نتیجه نرسید و هیچگاه ترانه ای حاصل از همکاری آندو به بازار عرضه نشد.
نوش آفرین در مصاحبه های بعدی خود در مورد صدایش نظرات دیگری ارائه داده و عقیده ای راجع به مشابهت صدایش با گوگوش ابراز نداشته است.
فتانه نام دوم نوش آفرین بوده که اطرافیان او را به این نام صدا میزدند.
نوش آفرین در کنسرت دوبی خود در سال 1382(2003) از حضور مادر خود در جمعیت خبر داد در حالیکه در سال1354(1975) مقاله ای در مجله جوانان مبنی بر فوت مادر وی چاپ شده است.اطلا عی ازاین نکته که کدامیک از خانمهای مذکور مادر واقعی و کدامیک مادر ناتنی وی هستند در حال حاضر در اختیار ما نیست .

8) فيلمشناسي(پاداش يك مرد)

نوش آفرين در هفته نامه جوانان - 12 آبان 1354
نوش آفرين در مجله ستاره سينما

نوش آفرين در پاداش يك مرد

پاداش يك مرد ( ۱۳۵۵)كارگردان : قدرت اله بزرگي نويسنده : اسماعيل خسروي نوع فيلم : حادثه اي
خلاصه داستان:
دو دوست (بهمن مفيد و مرتضي عقيلي) كه از دوران كودكي با هم بزرگ شده اند در جواني نيز همه جا در كنار يكديگر هستند. يكي از آن دو شيفته ي دختري (نوش آفرين) مي شود كه مورد توجه مردي خلافكار و شرور (علي آزاد) است. او با دسيسه موجب دستگيري رقيبش ميشود و دختر را فريب ميدهد. دختر تصميم به خودكشي ميگيرد؛ اما دوست مرد محبوبش او را نجات ميدهد و براي حفظ آبرو با او ازدواج مصلحتي مي كند. مدتي بعد مرد از زندان آزاد ميشود و با توطئه هاي رقيب به دوستش بدگمان ميشود؛ اما بالاخره حقيقت آشكار ميشود و مرد شرور به سزاي اعمال خود ميرسد.
چند نكته قابل اشاره:
* قدرت الله بزرگي متولد 1316 تهران است. وي فعاليت هنري را با تئاتر آغاز و فيلمسازي حرفه اي را درسال 1347 با كارگرداني فيلم گردش روزگار تجربه كرد. او برادر زنده ياد جعفر بزرگي (بازيگر سينما و تلويزيون) است وتا سال 1355 هفت فيلم را كارگرداني كرد.
* فيلم پاداش پس از آماده شدن جهت نمايش بمدت دو سال در توقيف ماند تا سرانجام در اول ارديبهشت 1355 در سينماهاي آسيا ، ركس ، شهوند ، ليدو ، نپتون ، ژاله ، توسكا ، المپيا ، پاسارگاد ، چرخ و فلك و سيلور سيتي بنمايش در آمد.
* بنا به نوشته هاي مجلات آنزمان نوش آفرين علاقه اي بنمايش اين فيلم نداشت زيرا در زمان نمايش اين فيلم در خوانندگي به اشتهار رسيده بود ومعتقد بود نمايش اين فيلم بدليل وجود صحنه هاي سكسي ممكن است به شهرت او لطمه وارد سازد. در اينجا به نمونه هايي از اين مقالات اشاره ميكنيم.
هفته نامه اطلاعات هفتگي در تاريخ 13 تير 1354 اينگونه نوشته است:
نوش آفرين سخت در تلاش است تا تهيه كننده يكي از فيلمهايي را كه در آن يك نقش كاملا سكسي داشته است راضي كند كه اين قسمتها را از فيلم حذف نمايد ، چون نوش آفرين بعد از اينكه كار خوانندگي را برگزيد از سينما كناره گيري كرده و در اين كار موفقيت هم داشته است و حالا معتقد است نمايش اين فيلمها به كار هنري او لطمه ميزند.
هفته نامه جوانان در تاريخ 12 آبان 1354 در اين مورد نوشت:
شايع است نوش آفرين هنر پيشه سابق و خواننده موفق كنوني اينروزها شديدا ناراحت و مضطرب ميباشد علت آنهم نمايش قريب الوقوع يكي از فيلمهايش ميباشد كه قبل از اشتهار امروزي بازي كرده است .نوش آفرين كه در فيلمها بيشتر از تن وبدنش استفاده ميشد و فيلمسازان از سكس او بهره كافي ميگرفتند با شروع كار خوانندگي سينما را كنار گذاشت و بعدها هم در مقابل پيشنهادات خوب و دستمزدهاي سنگين حاضر نشد ببازي در فيلمها بپردازد و اين خواننده كه امروز در وضع خوبي بسر ميبرد و شهرت فراواني كسب كرده است آنروزها كه شوق بازيگري داشت در فيلمي حاضر شد كه پاداش نام دارد .در آن فيلم صحنه هايي گنجانده شده كه نوش آفرين از ياد آوريش عرق شرم بر پيشانيش مينشيند. فيلم مذكور مدتها توقيف بود و اجازه نمايش نداشت و همين مسئله باعث خوشحالي نوش آفرين بود .نوش آفرين هميشه آرزو ميكرد اين فيلم بنمايش در نيايد چرا كه عقيده دارد لطمه اي بشهرت كنونيش وارد خواهد ساخت . بهر حال فيلم مذكور پس از مدتهاي مديد كه در انبار خاك ميخورد اجازه نمايش گرفت و بزودي نمايش داده خواهد شد.شنيديم نوش آفرين از وقتي خبر رفع توقيف از اين فيلم را شنيده سخت ناراحت و مضطرب است و آرزو ميكند ايكاش وضعي پيش بيايد تا اين فيلم نمايش داده نشود.
* جنجالهاي پيرامون اين فيلم سبب شد تا از فروش مناسب 850000 توماني بر خوردارشود.

ديگر منابع سايت سوره سينما- سالشمار تاريخ سينماي ايران تاليف هما جاوداني
توضيح :
* تنها فيلمي از نوش آفرين كه در آرشيو ما موجود نميباشد فيلم پاداش يك مرد است اگر از دوستان بازديدكننده كسي به اين فيلم دسترسي دارد سپاسگزار ميشويم كه ما را باخبر سازد.

7) فيلمشناسي (روسياه)

نوش آفرين و منوچهر وثوق (روجلدي هفته نامه اطلاعات هفتگي 16 شهريور 1352)
نوش آفرين و احمد معيني در روسياه

نوش آفرين ، مهران صدري و رمضاني فر در روسياه
نام فيلم : روسياه
كارگردان و تدوينگر:
اسماعيل پورسعيد فيلمنامه نويسها : احمد نجيب زاده ، اسماعيل پورسعيد

خلاصه داستان :
مهدي بلنده (يدالله شيراندامي) با قول ازدواج از نيره (ملوسك) هتك حثيت ميكند. نيره بارها به خانه ي مهدي مراجعه ميكند و براي مادر (مهري وداديان) و خواهرش فاطي (نوش آفرين) پيغام ميگذارد، و وقتي نتيجه اي نميگيرد تهديد به شكايت ميكند. مهدي و خانواده اش ساكن يزد هستند و هوشنگ بدنام (مهران صدري) به كمك يكي از دوستان مهدي بلنده (احمد معيني) نيره را به خانه ي عمومي در تهران ميكشاند. از طرف ديگر اكبر يزدي (منوچهر وثوق) به فاطي علاقه مند ميشود و قصد ازدواج با او را دارد؛ اما مهدي به رابطه او و خواهرش شك كرده و قصد جان فاطي را ميكند.اكبر يزدي راننده كاميون است و فاطي از ترس جان خود و در پي اكبر ازخانه ميگريزد و در مسير هوشنگ بدنام قرار مي گيرد، كه او را به خانه ي عمومي در تهران ميبرد و سرپرستي از او را به نيره ميسپارد. ماشاالله (عزت الله رمضاني فر) برادر اكبر يزدي كه از جريان فرار فاطي مطلع است ، برادرش را از ماجرا با خبر ميكند. نيره در لحظه تسليم فاطي به يك مشتري در مقابل شيون و التماسهاي فاطي تاب نمي آورد و باعث فرار او مي شود، ومهدي كه گمان ميكند نيره به قصد انتقام جويي در فرار فاطي و كشيده شدن او به محله بدنام نقش داشته به او با چاقو ضربه اي وارد ميكند.مهدي پس از اطلاع از فداكاري نيره قصد جبران خطاي گذشته و وصلت با وي را ميكند در حاليكه معلوم نيست نيره بدليل جراحت ناشي از ضربه چاقو زنده ميماند يا نه.
اشاره به چند نكته:
* اسماعيل پورسعيد متولد 1305 در تهران و متوفي در سال 1363 در همين شهر است.
او فارغ التحصيل رشته ادبيات فارسي از دانشگاه تهران بوده ، درمطبوعات و نمايشهاي راديويي نويسندگي ميكرد.
شروع فعاليتش در سينما با نوشتن فيلمنامه فيلم صفرعلي به كارگرداني سعيد نيوندي در سال 1339 آغاز شد.
او از زمره فيلمنامه نويسان ، كارگردانان و تدوينگران فعال سينماي تجاري در دهه هاي 40و 50 خورشيدي بوده و تا زمان انقلاب 57 ، 24 فيلم را كارگرداني كرد .
* فيلم روسياه در 19 دي ماه 1352 (9 ژانويه 1974) در سينماهاي آسيا ، ركس ، شهوند ، ليدو ، نپتون ، ژاله ، توسكا ، پاسارگاد ، المپيا ، شرق ، فيروزه و ادئون بنمايش در آمد.
* نوش آفرين در دو فيلم از پورسعيد ايفاي نقش كرده است.
* پايان نا معلوم فيلم در سينماي تجاري آنزمان رايج نبوده است . پاياني كه بيننده ميتواند به سليقه خود براي فيلم روسياه متصور شود از نكات جالب اين فيلم است.

منبع: كتاب فيلمشناخت ايران تاليف عباس بهارلو

با تشكرفراوان از دوست بسيار عزيزم سياوش و همينطور پدرام عزيز در سايت بسيار زيباي ايران اولدز

با تشكر از ماندانا ابري عزيز كه در آينده درمورد اشعار خوانده شده توسط نوش آفرين حتما از ذوق ادبي ايشان بهره مند خواهيم شد.

6) پاسخ به انتقاد يك دوست

گوگوش در طلوع



گوگوش و سعيد كنگراني در در امتداد شب
نوري كسرائي

آرام

مستانه جزايري

هاله و همايون در آقاي جاهل

ملوسك
در پی انتقاد یکی از دوستداران جوان خانم نوش آفرین ، آقای وحید مبنی بر قراردادن عکس به اصطلاح سکسی نوش آفرین در این وبلاگ بر آن شدیم که جوابیه ای به انتقاد این دوست عزیز فراهم کنیم که از نظرتان میگذرد:

کوشش ما بر این است که شیوه نگارش این وبلاگ با اغلب سایتها و وبلاگهای موجود راه اندازی شده توسط دوستداران هنرمندان ، متفاوت باشد.
بدین معنی که نویسندگان این وبلاگ ضمن احترام و علاقه به تمامی سلایق در شیوه های نگارش و ابراز احساسات افراد نسبت به هنرمندان محبوب خود، در صدد تعریف و تمجید های همه جانبه و به اصطلاح قربان صدقه رفتن نیستند . بقول معروف مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید.
یاد آور میشود که نویسندگان این وبلاگ از دوستداران شاه ماهی هنر ایران خانم گوگوش و نازنین عاشق خانم نوش آفرین هستند اما چون به شاه ماهی به اندازه کافی پرداخته شده و طرفداران زیاد این هنرمند بسیار فعال هستند این وبلاگ صرفا به نازنین عاشق اختصاص یافته است.
بعقیده ما بسیاری از طرفداران هنرمندان ایرانی صرفا بدلیل علاقه و احساسات بی آلایش شرقی نسبت به هنرمند محبوبشان نه تنها نسبت به کارنامه هنری آنها حساسیت ویژه نشان میدهند ، بلکه در زندگی شخصی و خصوصی آنها نیز بسیار ریز بین و دقیق هستند.
از دیر باز این علاقه بیش از حد در بسیاری از موارد برای خود هنرمندان دردسر ساز میشده است.چرا که بعضا هواخواهان حتی به خود اجازه دخالت در هرگونه امری از زندگی هنرمند را داده و در صورت یکی نبودن رفتار هنری ویاحتی شخصی هنرمندشان با اعتقادات و دیدگاهشان فقط به رنجیده خاطر شدن هم اکتفا نکرده و حتی به صف مخالفین آن هنرمند پیوسته اند.
با وجود این دوستداران دو آتشه، دشمنان ویا بعبارت بهتر فرصت طلبان از این احساسات حداکثر سو استفاده را جهت سود بردن مالی و یا تسویه حسابهای هنری و یا خالی کردن عقده های شخصیتی شان برده اند.

هنرمندان این مملکت با توجه به سنتی بودن فرهنگ اغلب مردم ایران زمین، بیشترین ضربه را از این سنت واعتقاد خورده اند بطوریکه جدا از در نظر گرفتن مسائل سیاسی بسیاری از آنها بدلیل همین تعصبات در کشور خود ممنوع الفعالیت شده و راهی غربت شدند.
مسئله سکس در سینمای پیش از انقلاب از جمله مسائلی بود که جامعه هنری آنزمان بسیار از آن آسیب دید .
این نکته قابل انکار نیست که در بسیاری از موارد از سکس استفاده صحیحی در سینمای آنروزگار نگردید ولی ذکر این نکته هم ضروری است که متعصبین با آتش زدن سینماها در انقلاب 1357(1979) کار را بجایی کشاندند که بسیاری از هنرمندان توانا مجبور به کناره گیری از صحنه هنر شدند.

همانطور که همه میدانند این کناره گیری منحصر به هنرمندان سینما نشده وپاکسازی متعصبانه به دنیای موزیک هم در سطح بسیار وسیع حمله ور شد.
نویسندگان این وبلاگ نه تنها به پندار وحید عزیز درصدد ضربه به هنرمند محبوب خود خانم نوش آفرین نیستند بلکه مترصد ایجاد جایگاهی هستند که تا آنجا که در توانشان است کارنامه زندگی و هنری او را جمع آوری و ارائه کنند.شاید که تولد هنری نوش آفرین برای برخی از دوستدارانش (که نویسندگان وبلاگ در گروه این دوستان عزیزمان قرار ندارند) خوشایند نباشد ولی تاریخ این تولد قابل تغییر نیست .
ذکر این نکته لازم بنظر میرسد که متاسفانه یا خوشبختانه نوش آفرین در حال حاضر در جامعه آزاد و در قلب هنری جهان زندگی و فعالیت میکند که مسلما دیگر از آن فرصت طلبان هیاهو برانگیز وسودجو خبری نیست و اصولا در سینمای جهان سالهاست که مسئله سکس کاملا حل شده و مشهورترین ستاره های جهان با توجه و توجیه این نکته که بالاخره سکس نیز جزئی از زندگی است رلهای کاملا سکسی ایفا میکنند که با آنچه در پرونده سینمائی نوش آفرین وجود دارد قابل مقایسه نبوده و بسیار بسیار پیشرفته تر است.
متاسفانه در آنزمان نوش آفرین در مورد ایفای نقشهای سینمائی خود در فیلمهای اولیه اش در مقابل منتقدین همواره عقب نشینی کرده و با نشان دادن پشیمانی وایجاد حساسیت برای طرفدارانش بهترین فرصتها را جهت سود جستن عده ای سودجو فراهم کرد که بعدها بیشتر به آن خواهیم پرداخت.


در پایان توجه شما رابه دفاع خانم گوگوش از ایفای نقش خود در فیلم در امتداد شب درمقابل انتقادات شدید برخی از به اصطلاح منتقدین و همچنین مصاحبه ای با خانم لیلا فروهر در مورد ایفای رل سکسی جلب کرده و تعدادی از تصاویر ستاره های مشهور سینمای آن سالها را ارائه میکنیم تا بر بحث فوق مروری تصویری هم داشته باشیم.
پاسخ شاه ماهی به انتقاد یکی از دوستدارانش از بازی در فیلم در امتداد شب در مجله ستاره سینما سال 1356(1978):

دوست عزیز : آقای اکبر محمد علیزاده مظفری
نامه شما را سرویس خبری ستاره سینما در اختیار من گذاشت .اول از همه بگویم که ایراد شما به من،از تعصب و محبتی که نسبت به من و کارهایم دارید ،سرچشمه میگیرد .این برای من خیلی عزیز است.نوشته اید که "چندی قبل پیش پرده فیلمی را دیدم که گوگوش هنرمندی که او را از افراد خانواده ام میپنداشتم ،در یک صحنه سکسی شده است..."
آقای عزیز من به بازی در این فیلم افتخار میکنم – اجازه بدهید نام فیلم را ننویسم که حمل بر تبلیغ شود.
من بکار کارگردان این فیلم ایمان دارم همچنین به حسن نیت تهیه کننده اش...این فیلم بیشک یکی از بهترین فیلمهائی است که تاکنون ساخته شده... عریان شدن من در صحنه ای از آن دقیقا در روند قصه فیلم است .آنرا خواهید دید ودر خواهید یافت.نمیخواهم مثل خیلیها که بیدلیل سکسی میشوند و آنرا به حساب قصه فیلم میگذارند،چنین ادعائی بکنم .اما واقعا این صحنه سکسی نیست.فیلم را که ببینید حرف مرا در خواهید یافت.بویژه آنکه این اثر یک کار فوق العاده زیباست. بازهم از لطفتان متشکرم و بخاطر داشته باشید من به همرنگ جماعت شدن نیاز ندارم.

همچنین گوگوش در جائی دیگر در مصاحبه با مجله های زن روز و ستاره سینما درهمان دوران در جواب این سئوال که چرا در فیلم در امتداد شب تن به تن نمائی و بازی سکسی دادی اینگونه گفته است:

کجای این فیلم سکسی بود ؟ صحنه برهنگی به آن صورتی که بزرگش کردند وجود نداشت از کاهی کوهی ساختند و شلاق انتقاد بیرحمانه خورد بر تن من.
زندگی بدون سکس میسر نیست و فیلم هم اگر قصه زندگی باشد از این مورد نمیتواند استثنا باشد.البته گنجانیدن صحنه های برهنه فقط به اتکای گیشه و فروش بیشتر خیلی مسخره و بیمورد است در حالیکه اگر سکس در خدمت سوژه باشد نه تنها زننده نیست بلکه خیلی هم بدل مینشیند.
من با سکس مخالفتی ندارم البته نه با سکس آبکی که خیلی هم مهوع والکی است.

مصاحبه لیلا فروهر با مجله اطلاعات هفتگی 12 فروردین 2536(31 مارچ 1977)- شماره 1835
چند سال داری؟
- 18 سال
سرگرمی مورد علاقه ات چیست؟
- تلفن زدن به دوستان و سر به سر آنها گذاشتن
هنرپیشگی بهتر است یا خوانندگی؟
- خوانندگی
حاضری در یک فیلم سکسی بازی کنی و اگر حاضری چقدر دستمزد میگیری؟
- اگر سکس مبتذل نباشد و فیلم یک فیلم خوب باشد در مقابل گرفتن نیم میلیون.
تصمیم داری همچنان با خانواده ات زندگی کنی یا برای خودت زندگی جداگانه تشکیل بدهی؟
- در این مورد هنوز تصمیمی نگرفته ام .
در روز سیزده بدر سالهای پیش هیچ وقت سبزه گره زده ای ؟
- آره پارسال اینکار را کردم ولی میبینی که هنوز ازدواج نکرده ام .
چرا؟
- بابا هنوز خیلی زوده من تا 25 سالگی ازدواج نمیکنم.
با آرزوی موفقیت روز افزون برای نوش آفرین عزیز و همه دوستدارانش


در اینجا لازم است از حمید عزیز مدیریت وبلاگ موسیقی در مجلات قدیمی که اولین حامی و مشوق ما در امر وبلاگ نویسی بوده و مطالب زیبایش را بسیار دوست داریم صمیمانه تشکر کنیم .

5) فيلمشناسي(دشمن)


نوش آفرين در دشمن

دشمن ( ۱۳۵۲)كارگردان : خسرو پرويزي نويسنده : احمد نجيب زاده

خلاصه داستان :
عده اي پس از بازي قمار در جاده ي حاشيه ي نخلستان حبيب (ذكريا هاشمي) را زير اتومبيل بشير (ناصر ملك مطيعي) مي اندازند و او جان مي دهد. وجيه (نوش آفرين)، همسر حبيب، و پدر او (محمدتقي كهنموئي) با شكايت خود بشير را به زندان مي اندازند؛ اما بشير به قيد ضمانت آزاد ميشود. وجيه براي تأمين معاش پسرش ممل (شهرام ثميني پور) و پدر شوهرش در جست و جوي كار است؛ اما مؤفق نميشود كار آبرومندي بيابد. او به توصيه ي يكي از دوستانش خواننده ي كاباره ي خليج فارس ميشود. بشير مراقب او است، و از طريق دوستش كاظم (مرتضي عقيلي) براي آنها پول ميفرستد. وجيه به تدريج به بي گناهي و صداقت بشير پي ميبرد. زني كه دوست قادر (حسين گيل) است فاش ميكند كه حبيب به دست قادر كشته شده و سپس توسط او زير اتومبيل بشير انداخته شده است. بشير با قادر درگير ميشود، و در نزد اهل محل او را وادار به اعتراف ميكند.
منبع سايت سوره سينما
و اما نكاتي که اشاره به آنها جالب بنظر میاید:
* نوش آفرین که بعدها صدای زیبای خودش برمتن فیلمهایش مینشت در جایی ازاین فیلم ترانه لالائي را با صدای عهدیه لب خوانی میکند. بد نیست بدانید که این ترانه به عقیده عهدیه از زیباترین ترانه هایی است که وی تاكنون اجرا کرده است.
*کار گردان این فیلم خسرو پرويزي متولد 1311 آبادان است. وي تا قبل از سال 1332 به عنوان خبرنگار و نويسنده مجله هاي جهان سينما و ستاره سينما فعالیت میکرد. او درسال 1332 به آمریکا مهاجرت کرده و تا سال 1338 در آنجا ماندگار شد. وی كار حرفه اي در سينما را از سال 1338 با نويسندگي، كارگرداني و تدوين فيلم بي ستاره ها آغاز كرد.پرویزی از پيشگامان فيلمسازی مستند در ایران است. او فیلم داستانی بر باد را برای تلویزیون ساخت و همچنین فیلم مستند تهران 51 او هنوز در جشنواره های متفاوت بنمایش در میآید.

کل مدت فیلمبرداری تهران 51 ؛ 12 روز بود . خسرو پرویزی، خواست تصویری از بی‌نظمی تهران ارائه كند.
زاون قوکاسیان درباره این فیلم نوشته است:
" پرویزی این فیلم را می‌سازد که از یک نظر، بیانیه‌ای در ذم نظام موجود در جامعه است"
برخی تصاویر فیلم، عبارتند از معماری، رشد شهری، سردر سینماها، کشتارگاه و دعوا در شهر
خسرو پرویزی در فیلم بر باد نیزبه اتلاف انرژی ومنابع حیاتی در تهران ميپردازد .
بر باد با نمایی از یک ساختما ن شروع میشود که کاغذ هایی از بالای آن فرو می ریزد . خسرو پرویزی به صورتی ذهنی نشان ميدهد که مردم تهران ، همانطور که مسرفانه ، غذا را در ظرف آشغال میریزند بواقع اسکناسهای خود را در آشغالدانی خالی میکنند.
* نوش آفرين بدليل نمايش زودهنگام تر دشمن از قصه ماهان با اين فيلم به دنياي سينما معرفي شد.
*خسرو پرويزي سبب تولد سه ترانه شاهكار موسيقي پاپ ايران غريب آشنا ؛ كوير و بمون تا بمونم با صداي گوگوش گرديد.او با مراجعه به آقاي شماعي زاده ؛ درخواست ساخت آهنگ جهت استفاده در يكي از فيلمهايش ميكند .
با توجه به همكاري تنگاتنگ شماعي زاده و شاعر نامي اردلان سرفراز در آنروزگار بر روي آهنگهاي شماعي زاده توسط اردلان سرفراز كلام گذاشته شده و با اجراي زيباي گوگوش اين سه اثر جاودانه ميشوند .جالب است بدانيد كه عبارت غريب آشنا توسط شخص پرويزي به سرفراز پيشنهاد شد.


در اينجا از دوست عزيزمان فرهاد مديريت وبلاگ زيباي بازيگران قديمي سپاسگزاري ميكنيم

4) فيلمشناسي(قصه ماهان)

تبليغ قصه ماهان در مجله فيلم وهنر - 5 بهمن 1351
نوش آفرین ، ملوسک ، مستانه جزایری و فرشته جنابی در مجله ستاره سينما
نوش آفرين و كامياب كسروي در قصه ماهان

دوران فعالیت سینمائی نوش آفرین به سه بخش قابل تقسیم است:
بخش اول: نوش آفرین در این دوران با پذیرفتن نقشهای سکسی آنز مان بعنوان یک ستاره جدید در فیلمهایش ایفاگر نقشهای اول زن شد. فیلمهای قصه ماهان، دشمن، روسیاه و پاداش در این بخش قرار میگیرند.
بخش دوم: نوش آفرین در این دوران بدلیل امتناع از ایفای نقشهای سکسی درسینما به حاشیه کشیده شد و عهده دار ایفای نقشهای کوچکتر گشت. فیلمهای ماشین مشتی ممدلی، سازش، آب توبه ، پری خوشگله، الکی خوش و فرار از حجله دراین بخش جا میگیرند.
بخش سوم: نوش آفرین پس از اشتهار در خوانندگی با پیشنهادهای زیادی از جانب فیلمسازان روبرو گشت که درهمه آنها با همراهی سعید راد ایفاگر نقش اول زن گشت .فیلمهای قاصدک، سکوت بزرگ، خاکستری و برهوت در این بخش قرار دارند.حال بمرور بکلیه این فیلمها اشاراتی خواهیم داشت:

قصه ماهان ( ۱۳۵۲)كارگردان : جواد طاهری

نويسنده : ايرج رضايی نوع فيلم : فلسفي

خلاصه داستان :بين خانواده ی طاهر (كامياب كسروی) و خانواده ی زمان (يدالله شيراندامی) از ديرباز درگيری بوده است. طاهر به منظر (نوش آفرين)، خواهر زمان، علاقه دارد. پدر طاهر به مادر زمان علاقه داشته و درگيری بين دو خانواده از همين جا شروع شده است. زمان و خواهرش با عقيل (امرالله صابری) و مادرش (مليحه نصيری) زندگی می كنند. عقيل هم دلباخته ی منظر است. طاهر از مرشد (محمدعلی كشاورز)، كه متولی خانقاه است، تأسی می جويد. طاهر و منظر به هم قول میدهند كه اگر يكيشان زودتر از دنيا رفت ديگری هم خود را از پا درآورد. زمان و عقيل از رابطه ی طاهر با منظر مطلع می شوند، و روزی كه طاهر با منظر در عمارت كلاه فرنگی قرار دارد عقيل به آنجا می رود تا از منظر به عنف هتك حرمت كند؛ اما منظر موقع فرار از ارتفاع سقوط می كند و كشته ميشود. زمان معتقد است كه طاهر منظر را كشته است و طاهر كه خيال می كند منظر را زمان كشته است با او درگير می شود؛ اما از خود دفاع نمی كند تا زمان او را در حياط عمارت كلاه فرنگی از پا درآورد. مرشد به طاهر كمك می كند تا به پشتبام عمارت برود. او، بنا به وعده ای كه به منظر داده، خود را از بام به زير می اندازد.
منبع: سایت سوره سینما
در اینجا نقدی ا ز آقای ایرج صابری درمورد این فیلم در مجله تهران مصور مهر ماه 1352(شماره1562)آورده میشود که خواندن آن خالی از لطف نیست.


میدانیم که جواد طاهری سازنده قصه ماهان جوانی است مطلع و درس خوانده که قبلا کارش را با قلمزنی درباره سینما شروع کرد وپس از یک دوره خیلی کوتاه وارد تلویزیون شد وچند فیلم کوتاه برای این سازمان ساخت و سپس بسوی سینمای حرفه ای کشیده شد و نخستین کارهایش عزیز قرقی و نواب بودند که اینجانب نگارنده این دو فیلم را در زمان نمایششان ندیده ام و مثل اینکه کارهای با اهمیتی هم نبوده اند چون سر وصدائی هم بدنبال نداشته اند و حال سومین کار او را در سینمای حرفه ای میبینیم.جواد طاهری متاسفانه و یا خوشبختانه با همه آگهی هایش سینماگر نیست.شاید او سینما را بشناسد و تکنیک کار آنرا بداند که فرضا اگر دوربین را دراین زاویه بنشاند،این مفهوم را خواهد داشت ویاعکس زیباتر خواهدشدویا اینکه زاویه سر بالا وسرپایین برای رساندن چه منظوری بکار میرود اما با همه اینها او بطور غریزی سینماگر نیست وبعبارتی قریحه فیلمسازی ندارد -درست شبیه وضعیت آن شاگرد دانشکده ادبیات را دارد که تمام مشخصات وشکل وساختمانی انواع واقسام شعرها را بداند ولی خود ازگفتن شعرعاجزباشد- روی همین نظر میبینیم که فیلم او با همه جنبه های دراماتیکش خون ندارد و زنده نیست.عکسها در همان عکس ونمائی ا ز آدمها و محیط باقی میمانند وقادر به رابطه وپل زدن با تماشاچی نیستندو همه تمهیدات فیلمساز برای نفوذ در تماشاچی حتی تراژدی پایان فیلم تقریبا هدر رفته جلوه میکند.پس باید نتیجه گرفت که کارگردانی فقط انتخاب زاویه مناسب ودانستن نوع عدسی مورد نظر وبالاخره ببازی گرفتن بازیگر برای اجرای دیالوگ با حرکتهای هر چند مناسب وسینمائی نیست،بلکه باید زندگی را با همه گوشه ها وزوایای آشکار وپنها نش شناخت وآنرا در فیلم جاری ساخت.وقایع،درگیریها وبرخوردها باید حرکتی منطقی وعقلانی داشته باشند لااقل در همان حدی که تماشاگر میشناسد نه اینکه فرضا در صحنه ای از فیلم میبینیم که یک درگیری بین قهرمان خوب داستان و کاراکتر بد درجلوی در زورخانه بطورخیلی جدی شروع ومطرح میشودوسپس وضعیتی باصطلاح کمیک وغیر جدی بخود میگیرد و یا درصحنه ای دیگر میبینیم که باز ایندو در یک عشرتکده درشروع یک نزاع خیلی جدی بخاطر رقص و آواز خانم خواننده ای که یکباره با اعضای ارکسترش گوئی از زمین سبز میشود دست از کینه های خود برمیدارند وبطور دوستانه بتماشای این برنامه مینشینند تا رقص و آواز نیمه سکسی خانم تمام شود وبلافاصله پس از ازاجرای کنسرت مزبور بهم می پرند.پرواضح است که با چنین حرکتی در فیلم نه فقط "زندگی" ویا بعبارتی دیگر"حیات" ساخته ونمایانده نمیشود بلکه مسایل جدی و مورد نظر تهیه کنندگان را هم بر باد میدهد مشکلی که سینمای فارسی همیشه با آن مواجه بوده است و لااقل تکرار آنرا از جانب فیلمسازان باصطلاح باسواد ما دیگر انتظار نداشتیم. و این مسئله را برای نگارنده پیش می آورد که چگونه ممکن است آدمی درمقام یک کارگردان مرتکب چنین اعمال و رفتار غیر منطقی و دیوانه وار شود چون عوارض آن حتی گریبانگیر همه ی موجودیت فیلم میشود مخصوصا خطری است برای شخصیت کاراکترها که فرضا جناب طاهر خان (کامی کسروی) با این خل بازیهایش چگونه ممکن است عاشق شود و مثل رومئو خودرا در این راه فدا سازد.وقتی جواد طاهری صحبت از تصوف و عشق و مسایل متافیزیکی مینماید ویا مثلا به بازیگرش میگوید : تو پس از گفتن این جمله بعد نگاهی به اجاق یا بخاری بکن تا من صحنه ای از آتش آن بگیرم که نشان بدهم در درونت چه میگذرد! لااقل باید بیش از این مواظب وقایع فیلمهایش باشد آنهم فیلمی که تصمیم ندارد در چهار چوب یک قصه عشقی محدود شود توجه کنیم به نامهای سمبلیک کاراکترها طاهر و زمان و شخصیت درویشی که مرهم می آورد و به ضرورت گاهی ظاهر گاهی هم غایب میشود.بهر حال در یک نتیجه گیری کلی باید بگوئیم که قصه ماهان با استعانت از قصه ی رومئو و ژولیت فیلمی است پوشالی و بدون روح و مرده وحاوی بیشتر مشخصات سینمای فارسی...

توضیح:
همانطور که پیش از این اشاره شد فیلم قصه ماهان در دسته بندی فیلمهای غیر تجاری آنزمان جا دارد بطوریکه با وجود داشتن نواقصی ا ز دید این منتقد مشهور بازهم ارزش قرارگرفتن در بوته نقد او را داشته است.

در اینجا لازم است از تمام دوستان عزیز بازدید کننده بویژه آقای آدینه مدیریت وبلاگ زیبای خواندنیها از مجلات قدیمی صمیمانه تشکر کنیم.

3) آغاز هنرپيشگي


نوش آفرین بدلیل شرایط سخت استودیو از جمله تعهد با سفته صد هزار تومانی از شرکت در فیلم شورش منصرف شد.وی بعد از مدتی توسط زنده ياد ید الله شیر اندامی هنرپیشه معروف آنزمان که از دوستان پدرش بود جهت بازی در فیلم قصه ماهان معرفی شد.شروع فعالیت هنری نوش آفرین با توجه به معیارهای آنزمان جامعه ایران بعدها برایش دردسرساز شد.در زمان شروع فعالیت هنری وی، اغلب چهره های جدید سینمایی در فیلمها رلهای سکسی ایفا میکردند و او هم از این قاعده مستثنی نبود.البته تعریف هنرپیشه سکسی درسینمای آن سالها با چیزی که امروز در سینمای جهان عنوان میشود تفاوت زیادی داشت. بهر حال نوش آفرین با یک مدیر تهیه بنام آقای مظاهری قرارداد بازی در 5 فیلم را امضا کرد که در تمامی آنها گریزی از برهنه شدن وجود نداشت لازم بذکر است که او در تمامی این فیلمها نقش اول زن را بر عهده داشت. فیلم اول او قصه ماهان بکارگردانی جواد طاهری فیلمی با مایه های عرفانی در مورد تناسخ بود که صحنه های عشق بازی و برهنه آن ایجاد جنجال زیادی کرد.این فیلم در دسته بندی معمول تجاری آنزمان قرار نمیگیرد و موسیقی متن آن به هنرمندی استاد شادروان مرتضی حنانه از تاثیرگذاری خاصی برخوردار است.متاسفانه تضاد میان فرهنگ عامه مردم در آن سالها با چیزی که توسط سینما به آنها عرضه میشد همخوانی نداشت و سن کم نوش آفرین در اولین فیلمهایش جلب توجه بیشتری را در زمینه نمایش این تضاد فراهم نمود.او از اولین مصاحبه هایش نارضایتی خود ازایفای این رلها را عنوان نمود که در آینده به بعضی از این مصاحبه ها خواهیم پرداخت .عکسهای گرفته شده از صحنه های برهنه فیلمها بعدها برای نوش آفرین خواننده جنجالهای زیادی درست کرد که در جای خود به این موضوع اشاره میشود.

توضیح:چون در این وبلاگ قصد بر این است که بطور کامل به این هنرمند پرداخته شود لذا گزینش را کنار گذاشته و کلیه عکسهایی که طی مدت طولانی از ایشان در آرشیو ما گردآوری شده است بمرور در وبلاگ منتشر خواهیم کرد.عکس فوق سر صحنه فیلمبرداری فیلم دشمن دومين فيلم او كه در آينده به آن پرداخته ميشود گرفته شده است.

برای دیدن عکسها در سایز بزرگتر بر روی آنها کلیک کنید.

2) نوجواني


نوش آفرین آینده با این رویای آواز خوانی بزرگ میشد .بگفته خودش در مصاحبه تلویزیونی با شبکه طپش در برنامه آنکات ، آنزمانها در مدرسه میخواند و مورد تشویق دیگران قرار میگرفت.وی در سال 1351 ودر سن 16 سالگی در حالیکه در دبیرستان کیوان واقع در خیابان مرتضوی تهران مشغول به تحصیل بوده و همزمان در یک شرکت مشغول بکار بود ، در پی خواندن یک آگهی از جانب استودیو پیام مبنی بر نیازبه یک چهره جدید جوان جهت ایفای نقش در یک فیلم سینمایی به دفتر این استودیو مراجعه کرد.فیلم مذکور شورش نام داشته و بنا بود زنده ياد رضا میر لوحی آنرا کارگردانی کند.در بین تعداد زیاد دختران جوان متقاضی بدلیل شباهت ظاهری نوش آفرین آینده با خانم آفرین که پیش از این هنرپیشه سینما بود و در آنزمان بدلیل ازدواج از هنرپیشگی دست کشیده بود مورد توجه فیلمبردار فیلم مورد نظر مرحوم صادقپور که اتفاقا همسر آفرین بود قرار گرفته و به میر لوحی معرفی شد. عکس فوق اولین عکسی است که از او بعنوان یک چهره جدید سینمایی گرفته شده است.

1) كودكي





فاطمه عبدی گلنگشی در فروردین 1335 (مارچ 1956) در روستای گلنگش از توابع شهرستان رودبار گیلان متولد شد.
پدر و مادر وی در زمانی که او کودکی بیش نبود از یکدیگر جدا شدند.وی فرزند نخست خانواده بوده وچهار خواهر و دو برادر وی حاصل ازدواج مجدد پدر هستند.از اوایل کودکی خانواده به تهران مهاجرت نمودند و در خیابان سلسبیل سکنی گزیدند.از دوران نوجوانی وی در رویاهایش به خوانندگی عشق میورزید.