نوش آفرين روجلدي هفته نامه اطلاعات هفتگي - فروردين 1354
ديوار كوب فيلم سازشسازش (1353)
كارگردان:محمد متوسلاني نويسنده:محمد متوسلاني
خلاصه داستان :
جواد (بهروز وثوقي) جوان آس و پاسي است كه به دختري به نام بتول (نوش آفرين) علاقه دارد، كه مادرش بيمار است. جواد براي تأمين هزينه درمان و عمل جراحي مادر بتول به قصد دزدي به خانه زني به نام زيبا (نوري كسرائي) ميرود و در آنجا متوجه رابطه ي زيبا با مردي به نام خلايق (آرمان) ميشود كه رئيس انجمن محل ومتاهل است. جواد تصميم ميگيرد به جاي سرقت، از خلايق اخاذي كند. روز بعد جواد به خانه ي خلايق ميرود و او را از درخواستش مطلع ميكند. تمام اختيار زندگي خلايق در دست همسرش بدري (مهين شهابي) است و او براي پرداخت پول به جواد دچار مشكل ميشود. جواد با عنوان دروغين پزشك خانوادگي وارد زندگي خصوصي خلايق شده و شاهد مشكلات زندگي اوست. او در خانه ي خلايق ميماند و به تدريج وارد زندگي رقباي خلايق در انجمن محل ميشود و دست تك تك آنها را رو ميكند. عاقبت در جلسه ي انجمن محل جواد خود را با همان عنوان جعلي پزشك ، نامزد رياست انجمن ميكند و پس از انتخاب شدن نامزدش بتول را نيز از ياد ميبرد، در حاليكه زيبا را جايگزين بتول در زندگيش كرده است.
خلاصه داستان :
جواد (بهروز وثوقي) جوان آس و پاسي است كه به دختري به نام بتول (نوش آفرين) علاقه دارد، كه مادرش بيمار است. جواد براي تأمين هزينه درمان و عمل جراحي مادر بتول به قصد دزدي به خانه زني به نام زيبا (نوري كسرائي) ميرود و در آنجا متوجه رابطه ي زيبا با مردي به نام خلايق (آرمان) ميشود كه رئيس انجمن محل ومتاهل است. جواد تصميم ميگيرد به جاي سرقت، از خلايق اخاذي كند. روز بعد جواد به خانه ي خلايق ميرود و او را از درخواستش مطلع ميكند. تمام اختيار زندگي خلايق در دست همسرش بدري (مهين شهابي) است و او براي پرداخت پول به جواد دچار مشكل ميشود. جواد با عنوان دروغين پزشك خانوادگي وارد زندگي خصوصي خلايق شده و شاهد مشكلات زندگي اوست. او در خانه ي خلايق ميماند و به تدريج وارد زندگي رقباي خلايق در انجمن محل ميشود و دست تك تك آنها را رو ميكند. عاقبت در جلسه ي انجمن محل جواد خود را با همان عنوان جعلي پزشك ، نامزد رياست انجمن ميكند و پس از انتخاب شدن نامزدش بتول را نيز از ياد ميبرد، در حاليكه زيبا را جايگزين بتول در زندگيش كرده است.
اشاره به چند نكته :
*محمد متوسلاني متولد 1314 تهران است. وي تحصيلاتش را در مقطع كارداني در رشته زبان و ادبيات انگليسي در دانشگاه تهران گذراند و در كلاسهاي بازيگري خصوصي و رشته تئاتر در دانشكده هنرهاي زيبا به سرپرستي دكتر مهدي فروغ شركت كرد و يك دوره تئاتر در دانشگاه تهران زير نظر پروفسور بلچر گذراند. او همچنين داراي تحصيلات نيمه تمام در دانشگاه كاليفرنيا در لوس آنجلس در مقطع فوق ليسانس سينما ميباشد.او با بازيگري در فيلم طوفان در شهر ما (1337) وارد سينما شد و نخستين فيلم خود بنام ترس و تاريكي را در سال 1342 كارگرداني كرد. متوسلاني همسر مهيندخت بهرامي (نويسنده، منتقد و نقاش) است.متوسلاني درحال حاضر نيز درعرصه كارگرداني سينماي ايران فعال است.
* فيلم سازش از فيلمهاي متفاوتي است كه نوش آفرين در آن شركت جسته است.
اين فيلم يك كمدي سياه است كه سعي ميكند بخشي از مشكلات اجتماعي دوران خود را بگونه اي بتصوير بكشد .كليه شخصيتهاي فيلم بنوعي از نظر شخصيتي و اجتماعي دچار اشكال و بحران هستند:
اين فيلم يك كمدي سياه است كه سعي ميكند بخشي از مشكلات اجتماعي دوران خود را بگونه اي بتصوير بكشد .كليه شخصيتهاي فيلم بنوعي از نظر شخصيتي و اجتماعي دچار اشكال و بحران هستند:
جواد - جواني است كه درابتدا بدليل فقر اقتصادي و بجهت نجات جان مادر دختر مورد علاقه اش دست به دزدي ميزند و سپس بمرور زمان در اثر معاشرت با افراد متفاوت و مرفه و رسيدن به مقام رياست انجمن محل با فريب وجعل هويت ، عشق و عاطفه خود را نيز از دست داده و جذب موقعيت جديد خود و هوسراني با زيبا ميگردد.
خلايق - رييس انجمن محل با اينكه در نظر مردم محل فردي آبرومند و موجه و با خانواده است ، پنهاني با زيبا رابطه دارد و به همسر خود خيانت ميكند و در مقام شغلي خود نيز سالم رفتار نميكند.
بدري - تمام سعي و هدفش اينست كه خود را از نظر اجتماعي زني بلند مقام نشان داده كه رياست اصلي خانواده امروزيش را بر عهده دارد و در واقع دچار عقده شخصيتي جهت بزرگنمايي خود و خانواده اش است.
محمود - (داماد خانواده خلايق) به همسرش خيانت ميكند و با زنش درگير است.
منوچهر -(پسر خانواده خلايق) كه از جانب مادر ، دائما موجه و درسخوان معرفي ميشود با كلفت خانه رابطه برقرار كرده و پس از حامله شدن كلفت او را مجبور به كورتاژ كرده و با همراهي مادر او را از خانه اخراج ميكند.
زيبا - بدون هيچ قيد و تعهدي با مردان سرشناس جهت رسيدن به هدفش كه گرفتن مجوز آرايشگري است رابطه برقرار ميكند.
بتول - براي نجات جان مادرش ، جواد را حتي ترغيب به دزدي ميكند و چون مشكلش حل نميشود براي فرار از فشارهاي زندگي دست به خودكشي ميزند.
در كنار تمام مسائل ذكر شده اجتماعي فوق ، فيلم با پرداخت به يكسري مسائل جاري در انجمن محلي و فساد رايج در اعضاي آنها و همچنين بي ضابطه بودن انتخابات و وعده وعيد هاي دروغين تا حدي رنگ سياسي بخود ميگيرد بطوريكه اين معضلات ميتواند ازانجمنهاي محلي قابل بسط به ديگر مراكز و ارگانهاي مسئول نيز باشد.
خلايق - رييس انجمن محل با اينكه در نظر مردم محل فردي آبرومند و موجه و با خانواده است ، پنهاني با زيبا رابطه دارد و به همسر خود خيانت ميكند و در مقام شغلي خود نيز سالم رفتار نميكند.
بدري - تمام سعي و هدفش اينست كه خود را از نظر اجتماعي زني بلند مقام نشان داده كه رياست اصلي خانواده امروزيش را بر عهده دارد و در واقع دچار عقده شخصيتي جهت بزرگنمايي خود و خانواده اش است.
محمود - (داماد خانواده خلايق) به همسرش خيانت ميكند و با زنش درگير است.
منوچهر -(پسر خانواده خلايق) كه از جانب مادر ، دائما موجه و درسخوان معرفي ميشود با كلفت خانه رابطه برقرار كرده و پس از حامله شدن كلفت او را مجبور به كورتاژ كرده و با همراهي مادر او را از خانه اخراج ميكند.
زيبا - بدون هيچ قيد و تعهدي با مردان سرشناس جهت رسيدن به هدفش كه گرفتن مجوز آرايشگري است رابطه برقرار ميكند.
بتول - براي نجات جان مادرش ، جواد را حتي ترغيب به دزدي ميكند و چون مشكلش حل نميشود براي فرار از فشارهاي زندگي دست به خودكشي ميزند.
در كنار تمام مسائل ذكر شده اجتماعي فوق ، فيلم با پرداخت به يكسري مسائل جاري در انجمن محلي و فساد رايج در اعضاي آنها و همچنين بي ضابطه بودن انتخابات و وعده وعيد هاي دروغين تا حدي رنگ سياسي بخود ميگيرد بطوريكه اين معضلات ميتواند ازانجمنهاي محلي قابل بسط به ديگر مراكز و ارگانهاي مسئول نيز باشد.
*اين فيلم در 6 شهريور 1353 در سينماهاي نياگارا ، ركس ، ميامي ، الوند ، كيهان ، مارليك ، اسكار ، اورانوس ، شهرام ، شرق ، سيلوانا و سيلور سيتي بنمايش در آمد.
منابع :سايت سوره سينما - فيلمشناخت سينماي ايران تاليف عباس بهارلو
توضيحبه اطلاع دوستان گرامي ميرساند به پستهاي شماره 4، 8 و11 برخي اطلاعات تكميلي و تصاوير جديد اضافه شده اند كه توجه شما را به آنها نيز جلب ميكنيم.



























