سه‌شنبه ۳۰ دسامبر ۲۰۰۸

32) چرا نوش آفرين دست به خود كشي زد؟ (1)

نوش آفرين


مجله ستاره سينما در تاريخ 10 آبان 1354 گزارشي با عنوان " چرا نوش آفرين ستاره فيلمهاي ايراني و خواننده معروف ترانه گريز دست بخود كشي زد؟ " را به چاپ رسانيد كه در طول 3 پست متوالي خدمتتان ارائه ميشود:

روز يكشنبه ؛ در آخرين لحظاتي كه مجله زير چاپ ميرفت تلفن دفتر مجله به صدا در آمد ؛ ناشناسي با صداي لرزنده اي اطلاع داد كه نوش آفرين خواننده معروف دست به خودكشي زده و ميخواهند اورا به بيمارستان ببرند. ابتدا فكركرديم كه شايد اين يك حقه تبليغاتي باشد . اما با اين تفاصيل خبرنگاران ستاره سينما ؛ بلافاصله بسيج شدند تا از ماجرا با اطلاع گردند . ابتدا بوسيله تلفن با منزل محل سكونت نوش آفرين تماس گرفتند. اما دختر بچه ا ي گوشي را برداشت و پس از اينكه شنيد در باره خودكشي نوش آفرين سئوال ميشود ؛ بلافاصله گوشي را رو ي دوشاخه كوبيد و ديگر به زنگ تلفن پاسخي نداد .
راستي پشت پرده زندگي خصوصي نوش آفرين چه گذشته است كه اين ستاره آواز آنهم در اوج شهرت ؛ ناگهان دست بخودكشي زده است ؟ اين سئوال باعث شد تا كنجكاوي خبرنگاران ويژه ستاره سينما تحريك شود و از چند وچون ماجرا آگاه شوند . بدنبال اين ماجرا دوتن از نويسندگان مجله ؛ با ياري شاهپور منصف مامور شدند تا راهي خانه نوش آفرين شوند.
بهتر است ماجرا را از اين لحظه از زبان شاهپور منصف بخوانيد.

مردم چه ميگفتند؟

خانه نوش آفرين در حوالي خيابان شاه واقع شده است. وقتي جلوي خانه رسيديم تعداد زيادي از مردم جلوي خانه جمع شده بودند و زمزمه هايي شنيده ميشد كه نوش آفرين خودكشي كرده است. در خانه بسته بود وچند نفري پشت در ايستاده بودند.
بي اختيار همه از يكديگر سئوال ميكردند كه چرا نوش آفرين خودكشي كرده است .اما جوابي براي سئوال آنها نبود .
هنوز بيش از چند لحظه نگذشته بود كه يك اتومبيل ب ام و جلوي در آپارتمان توقف كرد و شخصي با عجله از آن پياده شد و بسوي آپارتمان دويد . اين شخص فريدون خشنود آهنگساز نوش آفرين بود . او را شناختيم ؛ او هم ما را ديد .اما بمحض اينكه چشمش به ما افتاد ؛ از چنگمان گريخت و خود را از ديدگاهمان پنهان كرد.
شايد دلش نميخواست كه پايش به اين ماجرا كشيده شود .چند دقيقه بعد در ميان چشمان آلوده به انتظار كساني كه پشت در آپارتمان اجتماع كرده بودند ؛ در آپارتمان باز شد و چند نفر در حاليكه نوش آفرين را احاطه كرده بودند بداخل اتومبيل فريدون خشنود بردند . من با عجله جلو دويدم و سيل جمعيت را شكافتم تا از چند وچون ماجرا آگاه شوم . نوش آفرين رنگ به چهره نداشت فرياد زدم : خشنود....
اما خشنود آنچنان دستپاچه شده بود كه حتي برنگشت نگاهم بكند و بلافاصله با يك گاز سريع اتومبيل از مقابل چشمان حيرت زده آدمها گريخت.
در حاليكه هنوز زمزمه ميشد : نوش آفرين خودكشي كرده است.
ادامه دارد
با تشكر فراوان از دوست بسيار عزيزمان جليل كه اين عكس زيبا را در اختيار ما قرار داده است.
منصور - ساقي

8 نظرات:

عشق لیلا گفت...

سلام منصور و ساقی عزیز
مثل همیشه عالیه و ناب il عکس که فوق العاده بود هم مطلب که خیلی جالب بود
خیلی خیلی ممنون و متشکر برای همه زحمت هایی که میکشین
البته همیشه شایعات در مورد عشق و عاشقی و خودکشی و ...خیلی زیاد بوده در مورد همه مثلا همین مطلب خودکشی من در مورد لیلافروهر هم دیدم و خوندم...جالب نیست
پس منتظر آپ بعدیتون هستم تا جواب سوال هام بگیرم
بازم ممنون از زحماتتون

داود فاطمي گفت...

با سلام بازم ممنونم از آپ جديدتون خيلي زحمت ميكشيد ممنونم از شما دوستان

نازی گفت...

سلام منصور و ساقی عزیز
به به... مثل همیشه زیبا... مخصوصا عکس که فوق العاده زیبا بود مطلب هم مثل همیشه جالب
بازم مرسی

babak گفت...

سلام
خیلی خیلی ممنون از این عکس و مطلب خیلی خیلی قشنگ و جالب و ناب....دستتون درد نکنه
منصور عزیز من یک بار دیگه اون میل برات فرستادم شاید این دفعه شد
آخه خیلی جالب من به هر کی دیگه میل میدم دستشون می رسه نمی دونم برای شما چرا اینجوری شده شاید من آدرست اشتباه وارد می کنم
خلاصه ممنون ار همه تلاش و توجهتون

بهنام گفت...

سلام منصور و ساقی عزیز
عالیه عالیه عالی بود.....هم مطلب هم عکس بسیار زیبا
فقط خواهشا این جور مطالب دنباله دار زودتر قسمت بعدیش برامون بزار که ببینیم بعدش چی می شه
خیلی لطف کردی

محمد حسین آسایش گفت...

منصوروساقی عزیز
یکی از زیباترین عکس هایی بودکه تاکنون ازنوش آفرین دیده بودم .موفق باشید

zahsa گفت...

salam,matlabe jalebi bood.zoodtar up konid.kheili mamnoon hastam.

splendid گفت...

It seems my language skills need to be strengthened, because I totally can not read your information, but I think this is a good BLOG
jordan shoes