تبليغ قصه ماهان در مجله فيلم وهنر - 5 بهمن 1351
نوش آفرين و كامياب كسروي در قصه ماهان دوران فعالیت سینمائی نوش آفرین به سه بخش قابل تقسیم است:
بخش اول: نوش آفرین در این دوران با پذیرفتن نقشهای سکسی آنز مان بعنوان یک ستاره جدید در فیلمهایش ایفاگر نقشهای اول زن شد. فیلمهای قصه ماهان، دشمن، روسیاه و پاداش در این بخش قرار میگیرند.
بخش دوم: نوش آفرین در این دوران بدلیل امتناع از ایفای نقشهای سکسی درسینما به حاشیه کشیده شد و عهده دار ایفای نقشهای کوچکتر گشت. فیلمهای ماشین مشتی ممدلی، سازش، آب توبه ، پری خوشگله، الکی خوش و فرار از حجله دراین بخش جا میگیرند.
بخش سوم: نوش آفرین پس از اشتهار در خوانندگی با پیشنهادهای زیادی از جانب فیلمسازان روبرو گشت که درهمه آنها با همراهی سعید راد ایفاگر نقش اول زن گشت .فیلمهای قاصدک، سکوت بزرگ، خاکستری و برهوت در این بخش قرار دارند.حال بمرور بکلیه این فیلمها اشاراتی خواهیم داشت:
قصه ماهان ( ۱۳۵۲)كارگردان : جواد طاهری
قصه ماهان ( ۱۳۵۲)كارگردان : جواد طاهری
خلاصه داستان :بين خانواده ی طاهر (كامياب كسروی) و خانواده ی زمان (يدالله شيراندامی) از ديرباز درگيری بوده است. طاهر به منظر (نوش آفرين)، خواهر زمان، علاقه دارد. پدر طاهر به مادر زمان علاقه داشته و درگيری بين دو خانواده از همين جا شروع شده است. زمان و خواهرش با عقيل (امرالله صابری) و مادرش (مليحه نصيری) زندگی می كنند. عقيل هم دلباخته ی منظر است. طاهر از مرشد (محمدعلی كشاورز)، كه متولی خانقاه است، تأسی می جويد. طاهر و منظر به هم قول میدهند كه اگر يكيشان زودتر از دنيا رفت ديگری هم خود را از پا درآورد. زمان و عقيل از رابطه ی طاهر با منظر مطلع می شوند، و روزی كه طاهر با منظر در عمارت كلاه فرنگی قرار دارد عقيل به آنجا می رود تا از منظر به عنف هتك حرمت كند؛ اما منظر موقع فرار از ارتفاع سقوط می كند و كشته ميشود. زمان معتقد است كه طاهر منظر را كشته است و طاهر كه خيال می كند منظر را زمان كشته است با او درگير می شود؛ اما از خود دفاع نمی كند تا زمان او را در حياط عمارت كلاه فرنگی از پا درآورد. مرشد به طاهر كمك می كند تا به پشتبام عمارت برود. او، بنا به وعده ای كه به منظر داده، خود را از بام به زير می اندازد.
منبع: سایت سوره سینما
در اینجا نقدی ا ز آقای ایرج صابری درمورد این فیلم در مجله تهران مصور مهر ماه 1352(شماره1562)آورده میشود که خواندن آن خالی از لطف نیست.
در اینجا نقدی ا ز آقای ایرج صابری درمورد این فیلم در مجله تهران مصور مهر ماه 1352(شماره1562)آورده میشود که خواندن آن خالی از لطف نیست.
میدانیم که جواد طاهری سازنده قصه ماهان جوانی است مطلع و درس خوانده که قبلا کارش را با قلمزنی درباره سینما شروع کرد وپس از یک دوره خیلی کوتاه وارد تلویزیون شد وچند فیلم کوتاه برای این سازمان ساخت و سپس بسوی سینمای حرفه ای کشیده شد و نخستین کارهایش عزیز قرقی و نواب بودند که اینجانب نگارنده این دو فیلم را در زمان نمایششان ندیده ام و مثل اینکه کارهای با اهمیتی هم نبوده اند چون سر وصدائی هم بدنبال نداشته اند و حال سومین کار او را در سینمای حرفه ای میبینیم.جواد طاهری متاسفانه و یا خوشبختانه با همه آگهی هایش سینماگر نیست.شاید او سینما را بشناسد و تکنیک کار آنرا بداند که فرضا اگر دوربین را دراین زاویه بنشاند،این مفهوم را خواهد داشت ویاعکس زیباتر خواهدشدویا اینکه زاویه سر بالا وسرپایین برای رساندن چه منظوری بکار میرود اما با همه اینها او بطور غریزی سینماگر نیست وبعبارتی قریحه فیلمسازی ندارد -درست شبیه وضعیت آن شاگرد دانشکده ادبیات را دارد که تمام مشخصات وشکل وساختمانی انواع واقسام شعرها را بداند ولی خود ازگفتن شعرعاجزباشد- روی همین نظر میبینیم که فیلم او با همه جنبه های دراماتیکش خون ندارد و زنده نیست.عکسها در همان عکس ونمائی ا ز آدمها و محیط باقی میمانند وقادر به رابطه وپل زدن با تماشاچی نیستندو همه تمهیدات فیلمساز برای نفوذ در تماشاچی حتی تراژدی پایان فیلم تقریبا هدر رفته جلوه میکند.پس باید نتیجه گرفت که کارگردانی فقط انتخاب زاویه مناسب ودانستن نوع عدسی مورد نظر وبالاخره ببازی گرفتن بازیگر برای اجرای دیالوگ با حرکتهای هر چند مناسب وسینمائی نیست،بلکه باید زندگی را با همه گوشه ها وزوایای آشکار وپنها نش شناخت وآنرا در فیلم جاری ساخت.وقایع،درگیریها وبرخوردها باید حرکتی منطقی وعقلانی داشته باشند لااقل در همان حدی که تماشاگر میشناسد نه اینکه فرضا در صحنه ای از فیلم میبینیم که یک درگیری بین قهرمان خوب داستان و کاراکتر بد درجلوی در زورخانه بطورخیلی جدی شروع ومطرح میشودوسپس وضعیتی باصطلاح کمیک وغیر جدی بخود میگیرد و یا درصحنه ای دیگر میبینیم که باز ایندو در یک عشرتکده درشروع یک نزاع خیلی جدی بخاطر رقص و آواز خانم خواننده ای که یکباره با اعضای ارکسترش گوئی از زمین سبز میشود دست از کینه های خود برمیدارند وبطور دوستانه بتماشای این برنامه مینشینند تا رقص و آواز نیمه سکسی خانم تمام شود وبلافاصله پس از ازاجرای کنسرت مزبور بهم می پرند.پرواضح است که با چنین حرکتی در فیلم نه فقط "زندگی" ویا بعبارتی دیگر"حیات" ساخته ونمایانده نمیشود بلکه مسایل جدی و مورد نظر تهیه کنندگان را هم بر باد میدهد مشکلی که سینمای فارسی همیشه با آن مواجه بوده است و لااقل تکرار آنرا از جانب فیلمسازان باصطلاح باسواد ما دیگر انتظار نداشتیم. و این مسئله را برای نگارنده پیش می آورد که چگونه ممکن است آدمی درمقام یک کارگردان مرتکب چنین اعمال و رفتار غیر منطقی و دیوانه وار شود چون عوارض آن حتی گریبانگیر همه ی موجودیت فیلم میشود مخصوصا خطری است برای شخصیت کاراکترها که فرضا جناب طاهر خان (کامی کسروی) با این خل بازیهایش چگونه ممکن است عاشق شود و مثل رومئو خودرا در این راه فدا سازد.وقتی جواد طاهری صحبت از تصوف و عشق و مسایل متافیزیکی مینماید ویا مثلا به بازیگرش میگوید : تو پس از گفتن این جمله بعد نگاهی به اجاق یا بخاری بکن تا من صحنه ای از آتش آن بگیرم که نشان بدهم در درونت چه میگذرد! لااقل باید بیش از این مواظب وقایع فیلمهایش باشد آنهم فیلمی که تصمیم ندارد در چهار چوب یک قصه عشقی محدود شود توجه کنیم به نامهای سمبلیک کاراکترها طاهر و زمان و شخصیت درویشی که مرهم می آورد و به ضرورت گاهی ظاهر گاهی هم غایب میشود.بهر حال در یک نتیجه گیری کلی باید بگوئیم که قصه ماهان با استعانت از قصه ی رومئو و ژولیت فیلمی است پوشالی و بدون روح و مرده وحاوی بیشتر مشخصات سینمای فارسی...
توضیح:
همانطور که پیش از این اشاره شد فیلم قصه ماهان در دسته بندی فیلمهای غیر تجاری آنزمان جا دارد بطوریکه با وجود داشتن نواقصی ا ز دید این منتقد مشهور بازهم ارزش قرارگرفتن در بوته نقد او را داشته است.
در اینجا لازم است از تمام دوستان عزیز بازدید کننده بویژه آقای آدینه مدیریت وبلاگ زیبای خواندنیها از مجلات قدیمی صمیمانه تشکر کنیم.
توضیح:
همانطور که پیش از این اشاره شد فیلم قصه ماهان در دسته بندی فیلمهای غیر تجاری آنزمان جا دارد بطوریکه با وجود داشتن نواقصی ا ز دید این منتقد مشهور بازهم ارزش قرارگرفتن در بوته نقد او را داشته است.
در اینجا لازم است از تمام دوستان عزیز بازدید کننده بویژه آقای آدینه مدیریت وبلاگ زیبای خواندنیها از مجلات قدیمی صمیمانه تشکر کنیم.

1 نظرات:
چطور میشه این فیلم رو پیدا کرد یا فیلمهایی امثال این که معروف نیستند مثل گنج قارون و ... که همه جا پیدا بشه. واقعا سر این فیلمها چه بلایی اومده؟
ارسال يک نظر