یکشنبه ۱۹ آوریل ۲۰۰۹

تغيير آدرس

دوستان عزيز بازديد كننده :




آدرس ما به اين آدرس تغيير يافت:







منتظرتان هستيم.

شنبه ۱۴ مارس ۲۰۰۹

47) مصاحبه جالب دو خواننده باهم (2)

نوش آفرين و زنده ياد ملوك ضرابي


نوش آفرين در هفته نامه ستاره سينما


* نوش آفرين در حاليكه صحبت ميكند ، سيگاري آتش ميزند . ملوك ضرابي نگاهي به دود سيگار او مي اندازد و ميگويد :


تو به اين جواني و خوشگلي ، چرا سيگار ميكشي ؟

نوش آفرين مثل اينكه در انتظار اين حرف نبود ، لحظه اي غافلگير شد . بعد خنده اي به لب آورد و با لحني صادقانه گفت :

راستش خودم هم نميدانم . همين طوري ميكشم . چند بار هم خواستم كه ديگر سيگار نكشم ، نشد . ولي حالا فكر ميكنم بهتر است سيگار را براي هميشه كنار بگذارم . قول ميدهم . از همين فردا ...
وقتي دو ماه سيگار نكشيدم به شما تلفن ميكنم و خبرش را ميدهم.

ملوك ضرابي : شما خواننده هاي جوان بايد قدر موفقيتي كه داريد بدانيد . در گذشته خوانندگي به عنوان يك شغل ، كار بدون پشتوانه اي بود . به اصطلاح پولي از آن در نمي آمد . اما حالا خوانندگان جوان اينطور كه شنيده ام در آمد خوبي دارند . البته من خودم هيچوقت براي اجراي برنامه پول نگرفته ام و پول هم نميگيرم ولي خوب است كه تو در ازاي زحمتي كه ميكشي ، بي خوابيهاي كه بخاطر خواندن در كاباره ها داري پولي هم در مي آوري.

نوش آفرين : خيليها فكر ميكنند تمام دستمزدي را كه مثلا من ميگيرم ، همه اش به جيب خودم ميرود . در حاليكه امروز مخارج يك خواننده تقريبا نزديك به درآمد اوست . من پنهان نميكنم كه از كاباره شبي چهار هزار تومان دستمزد ميگيرم . اين پول خيلي زياد جلوه ميكند ، اما من 1500 تومان آنرا هر شب به اركسترم ميدهم . مردم از من انتظار دارند كه شيك بپوشم و لباس شيك خرج زيادي دارد . از مخارج تهيه و ضبط يك آهنگ كه ديگر نميگويم كه قصه تكراري است . با توجه به مخارجي كه دارم ، درآمدم چندان قابل توجه نيست . ضمن آنكه بايد بپذيرم كه نوش آفرين شايد هميشگي نباشد و بايد يك روز كنار برود . براي آن موقع هم بايد اندوخته اي داشته باشم . از آن گذشته من تنها خودم نيستم . خواهر و برادراني دارم كه هر چند ناتني هستند و لي دوستشان دارم و مايلم به آنها هم برسم.

ملوك ضرابي : خيلي خوشحالم كه به فكر خانواده ات هستي اما هيچ به زندگي آينده خودت هم فكر ميكني ؟ آيا براي هميشه ميخواهي در كاباره بخواني يا فكر شوهر كردن هم هستي؟

نوش آفرين :من راجع به ازدواج ايده هايي دارم كه مهمترينش اين است كه كار هنري با زندگي خانوادگي جور در نمي آيد . براي آنكه يك خواننده متعلق به خودش نيست . البته من ميل دارم ازدواج كنم و حتي حاضرم به خاطر اينكار خوانندگي را هم كنار بگذارم ، براي انكه عاشق خانه و زندگي هستم . البته در محيط كارم بوده اند عده اي كه تقاضاي ازدواج داده اند اما من به اينطورازدواجها معتقد نيستم . آنها ميخواهند با نوش آفرين خواننده ازدواج كنند . يا بخاطر شهرتم يا بخاطر پول ، اما من ميخواهم خودم را بخاطر خودم بخواهند.

ملوك ضرابي : اگر شوهر آينده تو مخالفتي با كار خوانندگي نداشت چي؟

نوش آفرين : هرگز همسر مردي كه حاضر شود زنش تا نيمه شب توي كاباره آواز بخواند نميشوم . دوست دارم با مردي ازدواج كنم كه بتواند يك زندگي راحت و ساده را برايم فراهم كند و دوستم داشته باشد و دوستش داشته باشم .

ملوك ضرابي : فكر ميكني بتواني با يك زندگي ساده بسازي ، در حاليكه شايد الان زندگيت با يك مقدار تجمل و تشريفات همراه شده باشد.

نوش آفرين : من از اول يك چنين زندگي اي نداشته ام كه بعدا حسرتش را بخورم . من دريك روستا به دنيا آمدم و يك دختر روستايي هستم . اين طور پولها مرا عوض نميكند . شايد بعضيها فكر كنند پول همه چيز است من به عشق بيشتر معتقدم . من به چيزهاي ماندني بيشترعقيده دارم . مثالي بزنم . طي پنجاه سا ل اخير خيلي خواننده آمده اند و خيلي آهنگها خوانده اند . اما فقط چند آهنگ ماندني شده است . يكي از آنها همين آهنگ رعناي شما خانم ضرابي است كه فوق العاده آنرا دوست دارم.

ملوك ضرابي : ميتواني آنرا برايم بخواني . ميخواهم ببينم با صداي تو چطور ميشود.

* نوش آفرين از اين حرف خيلي خوشحال شد . كمي توي ذهنش آهنگ را مرور كرد و بعد براي ملوك ضرابي شروع به خواندن كرد :


نرمك نرمك از لبه چشمه ميايد رعنا
خندان خندان ناز و كرشمه ميايد رعنا
مايه نازي ، عمر درازي ، گل مايي
رعنا چه بلايي ، رعنا ...

نوش آفرين ميخواند و با احساس بسيار هم ميخواند و ملوك ضرابي با دقت گوش ميدهد . وقتي آهنگ تمام شد ، ملوك ضرابي گفت :
واقعا قشنگ ميخواني . خيلي خوشم آمد.

نوش آفرين : اجازه ميدهيد اين آهنگ را بخوانم ؟

ملوك ضرابي : البته چرا كه نه . خيلي قشنگ ميخواني . بار اولي كه خواستي رعنا را بخواني ، خودم مي آيم كنارت مي ايستم.

* نوش آفرين با شنيدن اين حرف آنقدر خوشحال شد كه از جا پريد و صورت ملوك ضرابي را بوسيد . در پايان اين گفت و شنود وقتي از هم خداحافظي ميكردند ، احساس كردم يك دوستي صميمانه بين آنها جوانه زده است . دوستي دو خواننده از دو نسل . شايد با ديدهاي متفاوت اما با قلبهاي مهربان ...

اشاره :

واقعا كه اظهار عقيده انسانها در سالهاي مختلف زندگي تا چه حد متفاوت است . نوش آفرين در اين گفتگو صراحتا اعلام كرده كه تمايل به ازدواج داشته و تاكيده كرده كه به هيچ عنوان همسر مردي كه با فعاليتهاي هنري وي موافق باشد ، نخواهد شد . سالها بعد او در يك گفتگوي تلويزيوني با شبكه تلويزيون ايران در لس آنجلس در جواب پرسشي كه عنوان ميكرد" اگر شما پاك كني در اختيار داشتيد كه ميتوانستيد با آن سالهايي از گذشته خود را پاك كنيد چه ميكرديد؟ " پاسخ داد: " من 15 سال از سالهاي عمرم را كه بدور از فعاليت هنري و به بطالت گذشت پاك ميكردم ." جالب است بدانيد كه نوش آفرين در طول سالهايي كه متاهل بود ، از فعاليت هنري دست كشيده بود. تفاوت عقيده كاملا متضاد در دورانهاي مختلف زندگي كاملا مشهود است . شايد همين يك نمونه مثال كمكي باشد كه همه ما به صورت دقيقتري به مسائل زندگي خود نگاه كنيم.


پاسخ به نظرات :

نازي عزيز :
خيلي خوشحالمون كردي . اتفاقا داشتيم نگران ميشديم . ايشالا هميشه به سفر و خوشي . و اميدواريم كه هميشه سلامت باشي و كسالتت كاملا برطرف شده باشه . لطف كردي.
پدرام عزيز :
ممنون از لطفت . والا ديگه نميدونيم چيكار كنيم . آره بهمون خبر دادن كه همه جا فيلتر شديم . فكر جابجايي هستم تا ببينيم چي ميشه. آمار بازديدكننده ها هم بشدت افت كرده.
و با تشكر هميشگي از بابك و عشق ليلاي عزيز

چهارشنبه ۱۱ مارس ۲۰۰۹

46) مصاحبه جالب دو خواننده باهم


نوش آفرين و زنده ياد ملوك ضرابي

در هفته نامه اطلاعات هفتگي در اسفند 1354 مصاحبه جالب دو نفره ، بين زنده ياد ملوك ضرابي و نوش آفرين به چاپ رسيده است كه در طول دو پست خدمتتان ارائه ميشود:

از ملوك ضرابي كه از او به عنوان يك پيشكسوت ميتوان نام برد ، تا نوش آفرين دختر جواني كه چند صباحي است به خوانندگي روي آورده راه درازي است. يك راه پنجاه ساله . دو خواننده از دو نسل رادعوت كرديم تا باهم به گفتگو بنشينند . دو خواننده در دونقطه مقابل . يكي با سابقه با صدايي كه نيم قرن خاطره را به ياد مي آورد و ديگري جوان وتازه به شهرت رسيده . آندو در مقابل و دركنار هم نشستند . از يكديگر پرسيدند و حرفهايشان را زدند و در پايان نوش آفرين با تيز هوشي وصداقت بيان حسابي خود را در دل ملوك ضرابي جا كرد بطوريكه از او اجازه گرفت ترانه معروف رعنا را بخواند.
وقتي ملوك ضرابي با آن شوخ طبعي و زنده دلي خاص خودش به جايي وارد ميشود ، گويي صداي دلنشين اوست كه ميخواند وبه گوش مي آيد :
نرمك نرمك از لبه چشمه ميايد رعنا
خندان خندان ناز و كرشمه ميايد رعنا

نوش آفرين كه شايد در اين فكر بود، به محض ديدن ملوك ضرابي گفت :
خانم ضرابي نميدانيد چقدر ترانه رعناي شما را دوست دارم . خيلي قشنگ است.

ملوك ضرابي كه گويي ياد نخستين اجراي اين ترانه در سالهاي پيش برايش زنده شده بود گفت:
راستش خودم هم آنرا خيلي دوست دارم . رعنا يكي از ترانه هايي بود كه خيلي گل كرد. حالا هم هر وقت آنرا ميخوانم ياد گذشته ها مي افتم .ديگر حساب دفعاتي كه اين آهنگ را خوانده ام از دستم در رفته ، ولي آنقدر آنرا خوانده ام كه فكر ميكنم كه به يكصد هزار بار ميرسد.

نوش آفرين : فكر ميكنم خيلي مشكل است كه آدم اين همه سال بخواند و در تمام اين مدت مردم او را بخواهند و صدايش را دوست داشته باشند.

ملوك ضرابي : اشكال كار در اينجاست كه آدم بخواهد همين طوري بخواند . يك خواننده بايد دستگاههاي مختلف موسيقي را بداند و بشناسد . راستي هيچ مشق صدا كرده اي؟

نوش آفرين : نه متاسفانه نه . البته شما موسيقي اصيل ايراني ميخوانيد و طبعا آشنايي با دستگاههاي موسيقي ايراني حتما لازم است.

ملوك ضرابي : يك موضوع ديگر هم هست . آن موقع كه ما ميخوانديم و حتي حالا هم كه ميخوانم سازها مشخص است و صداي خواننده مشخص . معلوم است كه هر كس چقدر ميداند . ولي اينروزها كه من گاهي اوقات از تلويزيون برنامه هايي را ميبينم يا در جاي ديگر ، راستش آنقدر سازهاي مختلف وبخصوص دستگاههايي كه به صدا حالت ميدهد هست كه گاهي اوقات فكر ميكنم اگر اين خانم يا آقاي خواننده بخواهد بدون استفاده از آنها بخواند ، صدايش چه از آب در خواهد آمد.

نوش آفرين : بهر حال بايد با زمانه پيش آمد . يك موقع بود كه مثلا تلويزيون نبود . خب حالا هست و البته خواننده ها هم آنجا ميخوانند . هيچ كس نميگويد كه در تلويزيون تصوير و حركت دوربين به خواننده كمك نميكند . ميشود گفت تصوير تلويزيون براي اجراي بهتر به خواننده كمك ميكند ، پس كار او راساده تر كرده همينطور ميشود گفت كه آن موقعها مردم فقط صدا را ميشنيدند ع حالا بايد خواننده مواظب تصوير و حركاتش جلوي دوربين نيز باشد ، پس كارش مشكلتر است. اصولا هر چيز نو يك مقدار راحتي مي آورد و شايد به همان اندازه مشكلات. البته بي هيچ شك و ترديدي يك خواننده بايد دستگاههاي موسيقي ايراني را بداند و يا مثل شما كه خيلي خوب ضرب ميزنيد ، حتما بايد به نواختن يكي از آلات موسيقي آشنا باشد . خود من تازگيها تمرين پيانو ميكنم . نميدانم چقدر در كارم موثر است ، ولي فكر ميكنم مردم در گذشته وسواس بيشتري نسبت به صداي خواننده داشتند ، ولي حالا خواننده زياد است و شايد مردم كمتر به اصطلاح توي نخ صداي خواننده ميروند . آن زمان كه شما شروع به خوانندگي كرديد ، من نبودم ولي حدسش مشكل نيست كه شما با اشكالات روبرو بوديد.

* ملوك ضرابي كه متوجه شد صحبت سن وسال به ميان آمده با همان شوخ طبعي هميشگي خود گفت :

حالا نوش آفرين خانم چرا وسط دعوا نرخ تعيين ميكني ؟ من كه سن وسال زيادي ندارم . پنجاه سال است كه ميخوانم ، يكصد سال هم از عمرم گذشته روي هم ميشود صد و پنجاه سال.

با اين حرف نوش آفرين كه از هر موضوع كوچكي خنده اش ميگيرد ، قاه قاه شروع به خنديدن كرد و گفت :

خانم ضرابي ، دلم ميخواست زنده دلي شمارا داشتم . پس عجيب نيست كه شما اين همه سال محبوبيت خود را ميان مردم حفظ كرده ايد .

ملوك ضرابي : شايد رسيدن به شهرت كار زياد مشكلي نباشد ، اما حفظ آن كار مشكلي است . حالا همه ي وسايل براي آنكه يك خواننده به شهرت برسد زياد است . آهنگسازان و شاعران زياد هستند . تلويزيون خواننده ها را در آن واحد به خانه ميليونها نفر ميبرد. راديو گسترش پيدا كرده و برنامه هاي موسيقي آن هم طبعا بيشتر شده . همين نوار كاست را دست كم نگيريم. آن موقعها پر كردن يك صفحه براستي كار مشكلي بود و امكاناتش براي هر كس فراهم نبود . حالا يك نوار كاست بيست آهنگ را در خود جاي ميدهد و مردم هر جا كه ميروند ، حتي توي اتومبيل كه نشسته اند به صداي خواننده گوش ميدهند. يا مهمتر از همه روزنامه ها و مجله ها مرتب از شما عكس رنگي چاپ ميكنند . خوشبختانه خوانندگان امروز خيلي راحت ميتوانند به شهرت برسند ، اما آنزمان دستيابي به كوچكترين شهرت مستلزم سالها زحمت و كوشش بود .

نوش آفرين : مسلما همينطور است . با توجه به اينكه آنزمان فقط معدود كساني بودند كه به كار خوانندگي رو مي آوردند و مثل امروز اين همه خواننده وجود نداشت ، بهمين جهت من فكر ميكنم كه رقابت هم كمتر بود و هر خواننده اي پس از يك مدت بهر حال به شهرت ميرسيد . اما امروز تعداد خوانندگان جوان ما خوشبختانه زياد است . در چنين شرايطي رسيدن به شهرت كار ساده اي نيست و يك خواننده واقعا بايد صداي خوبي داشته باشد تا مردم ميان اين همه صدا ، صداي او را بپسندند و آهنگهايش را گوش كنند.

ادامه دارد
پاسخ به نظرات:
عشق ليلاي عزيز :
مرسي. من بخشي از اون مصاحبه رو در وبلاگ قرار دادم .
و با تشكر زياد از بابك و بهنام عزيز
راستي دوستان من وقتي در شهرستان هستم ، خودم نميتونم وبلاگ رو ببينم و اگه پاسخهايي جا افتاد ببخشيد . در اولين فرصت چك ميكنم.

سه‌شنبه ۱۰ مارس ۲۰۰۹

45) مرتضي : من دون ژوآن نيستم


مرتضي در هفته نامه زن روز -بهمن 1354


نوش آفرين و مرتضي در هفته نامه جوانان - مرداد 1354



ليلا فروهر و مرتضي - روجلدي هفته نامه اطلاعات هفتگي ( اسفند 1354)


در هفته نامه زن روز در طول سالهاي 1354 و 1355 مصاحبه هايي با نام سئوال پيچ چاپ ميشد كه روال آنها بر اينگونه بود كه نام يك هنرمند از طريق مجله اعلام شده و تا مدت زماني معين خوانندگان مجله فرصت داشتند تا هر سئوالي از آن هنرمند داشتند ، به دفتر مجله ارسال كنند و هنرمند مورد نظر در مجله حاضر شده و به سئوالات پاسخ ميداد . در اين پست بخشي از مصاحبه با مرتضي در بهمن 1354از سري گزارشات سئوال پيچ از نظرتان ميگذرد:

مرتضي خواننده 24 ساله اي كه 417 نفر 3672 سئوال برايش مطرح كرده اند و او در سئوال پيچ اين هفته ما به همه اين سئوالات ، با علاقه و حوصله جواب ميدهد:

مرتضي اسم واقعي اوست و اسم خانوادگيش برجسته است. با 24 سال سن هم در يك اداره كارميكند ، هم يك بوتيك را ميگرداند و هم خواننده ايست با طرفداران زياد و شهرت رو به اوج. از او سئوال ميكنم كه چگونه با يك دست سه هندوانه را بر ميدارد و جواب ميدهد :

- صبحها به اداره ميروم ، بعد از ظهرها به بوتيك سر ميزنم و عصر وشب هم وقتم صرف كارخوانندگي ميشود.
. خوشبختانه در كار بوتيك با برادر بزرگترم شريك هستم و اگر وقت كم بياورم او جورم را ميكشد .
- تحصيلاتت چيست؟
- فوق ديپلم معماري دارم . خيلي دلم ميخواهد دررشته طراحي تحصيلاتم را دنبال كنم اما با وضع فعلي فرصت سر خاراندن هم ندارم.
- يك نمونه ار سئوالاتي كه براي مرتضي بدست ما رسيده ، اين است :
آقا مرتضي راستشو بگو ، جون ما حقيقت داره كه تو اول با نوش آفرين قرار ازدواج گذاشتي و حالا به ليلافروهر دل بسته اي ؟ انكار نكن ، خودم ديدم وقتي داشتي در تلويزيون برنامه اجرا ميكردي چطورعاشقانه به ليلا خيره شده بودي...
نظير همين سئوال در مورد ازدواج مرتضي با نلي و نسرين و چند خواننده وهنرپيشه جوان ديگر هم هست...
اما مرتضي خودش در مورد اين شايعه ها چه ميگويد ؟ آيا واقعا خيال ازدواج دارد و همسر آينده اش را درميان دختران جوان هنرمند جستجو ميكند ، يا اينكه يكي از آن دون ژوآن هاي زرنگ است كه بحث و صحبت درباره ازدواج را شيرين تر از خود آن ميداند ؟
- جواب بده مرتضي ، اين شايعه ها از كجا پيدا شده اند و نظر خودت در مورد آنها چيست ، واقعا خيال داري با يكي از خوانندگان جوان ازدواج كني ؟ با ليلا فروهر يا نوش آفرين؟ با نلي يا نسرين؟

مرتضي ميخندد و بعد كمي بفكر فرو ميرود . وقتي قيافه اش جدي ميشود به يك ورزشكار بيشتر شباهت دارد تا يك خواننده . او خيلي راحت وبي تكلف است و اصلا حالت عصبي و تدافعي در مقالب سئوال پيچ ندارد . بالاخره ميگويد:
- بخدا من يك دون ژوآن نيستم و خيلي ناراحت ميشوم اگر بدانم واقعا چنين تصوري از خود در ذهن عده اي از مردم ساخته ام . البته انتقاد از كساني كه اين قبيل شايعات را مطرح ميكنند ندارم ، زيرا شهرت هنري خواه ناخواه شايعه ساز است ، اما آنچه ميتوانم با اطمينان بگويم اينست كه من اصلا در اين عوالم نيستم و با هيچيك از خوانندگان كه اسم برديد و آنهايي هم كه اسم نبرديد ، رابطه عاطفي و دوستي نزديك ندارم.
- ميخواهي بگويي كه حتي آنها رانمي شناسي ؟
- چرا ميشناسم ، بهمه ي آنها هم احترام ميگذارم. اما رابطه عاطفي حسابش از دوستي عادي و برخوردهاي مختلف در عالم همكاري جداست .
- فكرميكني علت اين شايعه ها چيست ؟ بقول معروف" تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيزها "...
- فكرميكنم علتش اين است كه من گاهي با خوانندگاني كه اسم برديد عكس گرفتم و در مجلات چاپ شد يا در تلويزيون با آنها برنامه هاي مشترك داشتم و همين ها سوژه بدست شايعه سازان داد . متاسفانه اغلب ما عادت داريم كه بمحض ديدن دختر و پسري در كنارهم برايشان حرف در بياوريم . حالا فرق نميكند اگر اين كنار هم بودن ، در عكس يا در تلويزيون و به اقتضاي شرايط كاري باشد ...

44) كي ، كي ازخواب بيدار ميشه ؟

نوش آفرين

گوگوش روجلدي هفته نامه اطلاعات هفتگي - 6 ارديبهشت 1353

زنده ياد گيتي روجلدي هفته نامه تهران مصور - 30 مرداد 1353


ليلا فروهر روجلدي مجله ستاره سينما - 30 مهر 1356
هفته نامه اطلاعات هفتگي در تاريخ 28 آذر 1354 مطلبي فانتزي بشرح زير به چاپ رسانده است كه خواندن آن خالي از لطف نيست:

خوانندگان معروف به علت بيداريهاي شبانه صبحها تا ديروقت ميخوابند و عده زيادي از آنها عادت كرده اند كه صبحانه را بجاي ناهار و ناهار را بجاي عصرانه و عصرانه را اوايل شب و شام را نيمه شب بخورند.
خواننده ها ساعاتي كه از خواب بيدار ميشوند از اين قرار است:

هايده 11 صبح
گوگوش 12 ظهر
رامش 10 صبح
گيتي 10 صبح
نوش آفرين 10 صبح
ليلا فروهر 9 صبح
و مهستي 3 بهد از ظهر

مهستي بخاطر اينكه تا 3 بعد از ظهر در خواب است تعداد زيادي از دعوتها براي جشن وعروسي از دستش در ميرود و علت اين است كه كساني كه ميخواهند با مهستي براي اجراي برنامه قراري بگذارند هرچقدر تلفن ميكنند با اين جواب روبرو ميشوند كه مهستي در خواب است و بالاخره حوصله اشان سر ميرود و ناچار سراغ خواننده ديگري ميروند.

پاسخ به نظرات :
بابك عزيز : ممنون از توضيح كاملت . هيچ وقت به مساله اي كه در مورد جشن سالگرد رنگارنگ 1356اشاره كرده بودي دقت نكرده بودم.
و با تشكر زياد از ماندانا ، بهنام ، خانومي ، پدرام ، نازي ، داوود ، عشق ليلا ، فرهاد و شايان عزيز